تبلیغات
شناخت و معرفی اسلام - جلوه هائی از زندگانی حضرت علی بن ابیطالب (ع)

كامران شرفشاهی


زندگانی پربار حضرت مولی الموحدین امام علی بن ابیطالب (ع ) سرشار از جلوه های گوناگونی است كه تاكنون در هیچ بشری مجال ظهور نیافته است . در واقع یكی از جهاتی كه موجب تحیر مورخان و اندیشمندان جهان بوده است همین تنوع و تكثر خصوصیات عالی اخلاقی و عملی در وجود مبارك مولی علی (ع ) بوده و هست كه او را به شایستگی ابر مرد همه دورانها و ابوالعجائب همه اعصار معرفی می كند. در طول تاریخ حیات بشر هیچگاه مردی بدین مرتبه ظهور نكرده است كه مجمع عالیترین صفات و فضائل باشد. آنگونه كه هرگاه سخن از علی (ع ) به میان می آید قلم از تكاپو باز می ایستد كه نخست از كدامیك از كرامات و ویژگیهای منحصر به فرد او آغاز كند. مقام او با تمام ناشناختگی ها باز هم همچون قله رفیعی است كه به تعبیر « گوته » هر چه به آن نزدیكتر شویم , بزرگی و عظمت های او بر ما بیشتر آشكار می شود.

علی (ع ) مرد تقوی و دانش و سخاوت و مهر و عدالت ... و شمشیر است . و هنگامی كه سخن از شمشیر به میان می آید , مراد شجاعت است و ایستادگی در برابر شرك و كفر و ستم و پایمردی در طریق تحقق و استمرار حكومت الله در زمین و جلوگیری از هرگونه كژی و انحراف . به این اعتبار , نبردهایی را كه حضرت در آن حضور داشته اند را می توان به دو گروه تقسیم كرد. گروه نخست نبردهای صدر اسلام است با هدف تحقق اسلام و مبارزه با شرك و كفر و گروه دوم نبردهای دوران خلافت آن حضرت با قاسطین , مارقین و ناكثین با هدف پیشگیری از جریان نفاق و انحراف .

امام علی (ع ) و جنگهای صدر اسلام
به گواه تاریخ , هیچ شخصیتی مانند حضرت علی (ع ) در جریان جنگهای صدر اسلام حضوری تعیین كننده و خارق العاده نداشته است . قدرت و شجاعت اعجاب انگیز در كنار روحیه شهادت طلبی و اندیشه پیروزی بر كفر و شرك و استقرار اسلام , موجب شده است تا به راستی تمامی مورخان و راویان , متفق القول لب به تحسین مولای متقیان (ع ) بگشایند.

بی گمان بررسی و تجزیه و تحلیل نبردهایی كه در صدر اسلام به وقوع پیوست و نقش حضرت اسدالله الغالب (ع ) در این میدان ها به فرصتی بس فراخ نیازمند است و در این مجال به اجمال از این دوره سخن گفته خواهد شد.

نخستین جنگ بین مسلمانان و كفار قریش كه به جنگ « بدر » موسوم شد در سال دوم هجری به وقوع پیوست چنانكه طبری در « مجمع البیان » نقل می كند , در میان سپاه اسلام تنها شش زره وجود داشت و تعداد سپاهیان دشمن چند برابر مسلمانان بود. در آغاز این جنگ , عتبه و شیبه وفرزند عتبه ولید , كه از شجاعان و نامداران لشكر قریش بودند , قدم به میدان نهاده و مبارز طلبیدند. از سوی لشگر مسلمانان سه نفر از انصار مدینه برای نبرد با آنان قدم به میدان مبارزه نهادند. اما عتبه با تكبر و به صورت تحقیرآمیزی گفت : « ما را به شما نیازی نیست , كسانی باید به جنگ ما بیایند كه هم شان ما باشند. »
در این هنگام رسول خدا(ص ) به عبیده بن حارث , حمزه و امام علی (ع ) ماموریت داد تا برخیزند و به میدان بشتابند. چندی نگذشت كه امام علی (ع ) با ضربتی هولناك حریف خود را به هلاكت رسانید و بدین ترتیب روحیه سپاه را متزلزل نمود.
در كتابهای بسیاری درباره این روز و خدمات شجاعانه حضرت به اسلام سخن گفته شده است . در روز بدر چنانكه « ابن شهر آشوب » در مناقب و « ابن ابی الحدید » در شرح نهج البلاغه ذكر كرده اند بیش از سی و پنج نفر كه نیمی از كشته شدگان سپاه قریش بودند , به دست حضرت امیرالمومنین به هلاكت رسیده بودند و نكته بسیار مهم در این باره آنكه این اشخاص تمامی از پهلوانان و جنگجویان چالاكی بودند كه دارای هیبتی بسیار هولناك و پرآوازه در خونریزی , كه نام و سوابق این افراد در « ارشاد » شیخ مفید(ره ) ثبت شده است . (ج 1 ـ ص 62 )
جنگ احد كه در سال سوم هجری رخ داد , آزمایش عظیمی دیگر بود كه موجب شد نام علی (ع ) به عنوان سربلندترین و ثابت قدم ترین مسلمانان در تاریخ ثبت شود. نافرمانی ساده لوحانه برخی از مسلمین در این جنگ موجب شد تا سپاه خالدبن ولید كه منتظر فرصتی بود , از اصل غافلگیری استفاده كرده و از پشت سر بر مسلمین كه می رفتند پیروز جنگ باشند , بتازند.

در این جنگ به انتقام خون كشته شدگان جنگ بدر , كفار با گردآوری بیش از سه هزار نفر با تجهیزات كامل قدم به میدان نهاده بود و در صدد بود تا با كسب پیروزی , نهال اسلام را از میان بردارند و آبروی از دست رفته خویش را بازیابند. بدین لحاظ كفار قریش در این نبرد , سفاك ترین و زشت ترین چهره خود را به نمایش گذاشتند و از هیچ نوع سیاهكاری و درنده خویی دریغ نكردند. ایستادگی , دلاوری و فداكاری امام علی (ع ) در این نبرد كاملا شاخص و برجسته بود. چنانكه ابن عباس یكی از فضایل بی شمار آن حضرت را در وفاداری و فداكاری آن حضرت در روز احد دانسته است كه علی (ع ) در حالی در كنار پیامبر(ص ) ماند و از ایشان دفاع كرد كه دیگران گریختند. در این نبرد نیز تعدادمشركانی كه به شمشیر امام علی (ع ) به هلاكت رسیدند , به تنهایی بیشتر از سایر كشته شدگانی بود كه به دست مسلمانان دیگر به هلاكت رسیده بودند.

غزوه خندق در شوال سال پنجم هجرت در مدینه به وقوع پیوست . واقعه مهم در این جنگ , حضور « عمروبن عبدود » جنجگوی نامدار سپاه قریش است كه پس از زخمی شدن در جنگ بدر با خود عهد كرده بود كه تا انتقام خود را از پیامبر(ص ) و مسلمین نگیرد بر زخم خود مرهم نگذارد! عمرو در بین اعراب آنقدر به شجاعت و جنگاوری معروف بود كه او را با هزار مرد جنجگو برابر می دانستند و از مواجهه شدن با او می گریختند. در روز نبرد , عمرو با شهامت كم نظیری از خندق مسلمین عبور كرد و خود را به صفوف مسلمانان رسانده و مبارز طلبید. از آنجا كه كسی جرات روبرو شدن با او را نداشت , هیچكس پیشقدم نشد. عمرو كه اوضاع را بدین منوال دید شروع به تمسخر مسلمانان كرد. در همین لحظه علی (ع ) وارد میدان شد و برای مبارزه اعلام آمادگی كرد. عمرو چون علی (ع ) را در مقابل خود دید , كوشش كرد تا او را از نبرد منصرف نماید اما عزم علی (ع ) را وقتی كامل دید به سمت حضرت به طور ناگهانی یورش برد. در این هنگام پیامبر عالیقدر اسلام (ص ) فرمود : « برز الایمان كله الی الشرك كله »
یعنی : همه ایمان با تمام شرك روبرو شد.

پس از درگیری سختی , علی (ع ) با ضربتی شگفت انگیز عمرو بن عبدو را به هلاكت رساند , ضربتی كه رسول خدا درباره آن ضربت فرمود :
« الضربه علی یوم الخندق افضل من عباده الثقلین »
یعنی : به درستی كه ضربت علی (ع ) در روز خندق از عبادت جن و انس والاتر بود.
در این خصوص روایات بسیار دیگری نیز در كتب شیعه و سنی به طور متواتر نقل شده است كه حكایت از اهمیت شجاعت و فداكاری حضرت علی بن ابیطالب در آن روز سرنوشت ساز دارد.

جنگ خیبر از دیگر جنگهای بزرگ صدر اسلام است كه در سال هفتم هجرت رسول اكرم (ص ) در سمت شمال غربی مدینه روی داد. خیبر مركب از هفت قلعه محكمی بو كه در اطراف مدینه واقع بود و به مركزی برای توطئه یهودیان علیه اسلام تبدیل شده بود. در روزهای آغازین جنگ , برخی از قلعه ها فتح شد. اما علیرغم محاصره مسلمانان , قلعه « ناعم » یا « قموص » همچنان به پایداری خود ادامه می داد. طولانی شدن جنگ موجب اندوه رسول خدا را فراهم نموده بود تا اینكه روزی حضرت فرمود : « امروز پرچم را به مردی می سپارم كه خدا و رسول او را دوست می دارند. آن حمله كننده ای است كه اهل گریختن نیست . » و به این ترتیب پرچم سپاه اسلام را به علی (ع ) سپرد. علی (ع ) بی درنگ به سمت قلعه تاخت . « مرحب » , پهلوان نامدار یهود از قلعه خارج شد و با رجزخوانی مبارز طلبید. حضرت رجز خوانی مرحب را پاسخ گفت و با ضربه سهمگین , او رابه خاك انداخت . یهودیان چون چنین دیدند به داخل قلعه گریختند و در را به سرعت بستند. علی (ع ) خود را به كنار در رسانید و با پنجه های مشكل گشای خویش , در را از جای كنده و به صورت سپری بر سر دست گرفت و با مسلمانان وارد قلعه شده و آن را فتح نمود.

« قاضی عضدالدین ایجی » در « مواقف » نقل كرده است كه پس از پایان جنگ , چهل نفر به زحمت توانستند تا در را دوباره بر سر جای خویش نصب كنند.

بنی نضیر , ذات السلاسل , حنین , طائف و فتح مكه از جمله دیگر نبردهایی است كه حضرت امیرالمومنین (ع ) در این جنگها نقش بسیار موثر و تعیین كننده ای داشتند و ماجرای هر یك از این نبردها بسیار شنیدنی و عبرت انگیز است . از میان نبردهای صدراسلام تنها نبردی را كه امام علی (ع ) به دستور پیامیر اسلام (ص ) در آن حضور نیافتند , جنگ « تبوك » است كه در سال نهم هجرت پیش آمد و سپاهی برای مقابله با تحركات رومیان كه برای حمله به شهرهای شمالی عربستان آماده شده بودند , تدارك و روانه شد.

در این جنگ پیامبر(ص ) , علی (ع ) را مامور كرد تا در مدینه بماند و در غیاب ایشان اداره امور را برعهده گیرد و با درایت و فراست جلوی دسیسه ها را بگیرند. به لحاظ آنكه این نخستین باری بود كه رسول خدا(ص ) در یك سفر جنگی علی (ع ) را به همراه خود نمی بردند , این كار موجب تفسیرها و برداشتهای گوناگونی خصوصا از سوی منافقان شد كه دائم درصدد بودند تا موضوعی برای ایجاد شكاف در صفوف مسلمین پدید آورند. امام علی (ع ) عاقبت خود را به پیامبر رسانیده و ماجرا را به عرض ایشان رساندند و حقیقت ماجرا را جویا شدند كه پیامبر در پاسخ فرمودند : « یاعلی به راستی كه مدینه جز به وجود من و تو اصلاح نخواهد شد. آیا خوشنود نیستی كه مقام و منزلت تو نسبت به من همانند مقام و منزلت هارون نسبت به موسی باشد , جز آنكه پس از من پیامبری نیست . »
امام علی (ع ) و جنگهای دوران خلافت
به تعبیر یكی از شاعران معاصر , « زمین فقط پنج تابستان به عدالت تن داد » و این پنج تابستان پنج سال خلافت مولای متقیان علی (ع ) بود. در طی این پنج سال امام همواره با هرگونه انحراف مبارزه فرموده و تمام سعی و توان خویش را در جهت اجرای احكام و قوانین دین مبین اسلام به كار بستند و همین جدیت بود كه موجب شد تا كسانی كه درصدد كسب منافع نامشروع خویش بودند , با انواع توطئه ها و ایجاد موانع عرصه را بر آن حضرت تنگ نمایند.

عدم سازش پذیری حضرت و پافشاری ایشان بر اجرای قسط و عدل و حاكمیت احكام الهی موجبات یاس و خشم كسانی را فراهم آورد كه زمانی در زمره اصحاب و نزدیكان پیامبر بودند. و این گروه علاوه بر زخم خوردگان دیرین كه كینه های عصر جاهلیت را هنوز در سینه می پروراندند و درصدد انتقامجویی و مطامع دنیوی بودند , بزرگترین جبهه مخالفان آن حضرت را تشكیل می دادند. در كنار این دو گروه , جماعتی نیز بودند كه با برداشتهای غلط و توقعات نابجای خویش به مشكل آفرینی می پرداختند و به این ترتیب امام یك تنه در سه جبهه با قاسطین , مارقین و ناكثین در نبرد بودند , كه به طور خلاصه مروری خواهیم داشت بر نبردهای این دوره .

جنگ جمل : در ماه جمادی الاخر سال سی و ششم هجری بین امام علی (ع ) و لشكریان عایشه و طلحه و زبیر روی داد. در روز نبرد , علی (ع ) سوار بر استر پیامبر چند بار بدون لباس رزم به میدان آمد و كوشید تا با پند و اندرز , عایشه و طلحه و زبیر را از جنگ و لجاجت منصرف نماید. اما سرانجام پس از آنكه حجت را بر آنان تمام كرد , فرمان نبرد را صادر فرمود.

بنابه گفته « ابن شهر آشوب » و مورخان دیگر , تعداد سپاهیان امام علی (ع ) از سپاهیان عایشه و طلحه و زبیر در آن روز كمتر بود اما با شروع جنگ , به سرعت سپاه عایشه متلاشی شد. در این نبرد طلحه و زبیر و جمع زیادی از پیمان شكنان كه با انگیزه زیاده طلبی به جنگ با آن حضرت برخاسته بودند كشته شدند. عایشه از آنجا كه از حضرت درخواست عفو و گذشت كرده بود , با احترام و به همراه چهل یا هفتاد زن به مدینه بازگردانده شد.

نبرد « صفین » : در سال سی و هفتم هجری در محلی به همین نام واقع شد. در این نبرد معاویه پسر ابوسفیان و دستیار مكارش عمروعاص از هیچ حیله و خدعه ای فرو گذار نكردند تا جاییكه كه برای گریز از شكست حتمی , قرآنها را بر سرنیزه كردند تا به این وسیله با فریفتن ساده لوحان , فرصتی دیگر برای تداوم توطئه های خویش بیابند. در جریان این نبرد فرماندهان سپاه امام علی (ع ) همچون مالك اشتر رشادتها و از جان گذشتگی های فراوانی نمودند و بزرگانی چون عمار یاسر , اویس قرنی , هاشم بن عتبه , ابوالهیثم مالك بن تیهان , عبدالله بن بدیل , خزیمه بن ثابت و... به شهادت رسیدند.

در این جنگ میان دو لشكر چهل برخورد روی داد كه چهلمین آن « لیله الهریر » نام گرفت . در این شب آنقدر از سپاه معاویه كشته شد كه اطرافیانش به او معترض شدند و اگر حیله فتنه انگیز عمروعاص به كمك او نمی آمد , كارش برای همیشه یكسره شده بود. لیكن حیله عمروعاص در گروهی از سپاهیان ساده لوح لشكر امام علی (ع ) كارگر افتاد و آنها حضرت را وادار به پذیرش حكمیت كردند.

گروه خوارج كسانی بودند كه پس از اعلام حكمیت با شعار « لاحكم الالله » اعلام وجود كردند و تا به آنجا پیش رفتند كه با تهدید امام به قتل از ایشان خواستند كه استغفار كند و دوباره جنگ با معاویه را آغاز نماید! اما امام آنها را از مخالفت نهی فرمود و به این سبب آنان به سمت « نهروان » رهسپار شدند و در طی راه از هیچ جنایتی فرو گذار نكردند. در این حال امام كه با تدارك لشكری درصدد بود تا به جنگ معاویه برود , در مقابل خطر خوارج ناچار شد كه ابتدا كار خوارج را یكسره نماید و سپس به سراغ معاویه برود.

جنگ نهروان : در روز جنگ , امام پیش از آغاز نبرد با خواندن خطبه ای با خوارج اتمام حجت كرد و پرچمی را به ابوایوب انصاری داد تا آنانكه پشیمان شده اند در زیر این پرچم گرد آیند و امان یابند كه به این ترتیب چهارهزار نفر از خوارج با ابراز ندامت به سپاه امام (ع ) ملحق شدند. آنگاه امام , نوجوانی از قبیله بنی عامر را ماموریت داد تا با قرآن به نزد سپاه خوارج برود و آنان را به كتاب خدا و سنت رسول خدا(ص ) دعوت كند. اما خوارج آن نوجوان را تیرباران كردند و لذا امام دستور حمله را صادر كرد.

در جریان این نبرد چهار هزار تن از خوارج كشته شدند و تنها 9 نفر از آنان موفق به فرار شدند .

پس از فارغ شدن از جریان كارزار نهروان , امام در اندیشه تدارك و تجهیز سپاهی جهت مقابله با معاویه بود كه با حمله به شهرها و ایجاد ناامنی مشكلات فراوانی را پدید آورده بود , لیكن از یك سو سست عنصری برخی از مردم و از سوی دیگر تطمیع و وعده های پوشالی معاویه و نفوذ در شمار دیگری از مردم آن روزگار و مانع تراشی ها و تفرقه افكنی ها مانع از انجام این مهم شد تا آنكه در شب نوزدهم ماه رمضان در محراب مسجد كوفه به ضرب شمشیر عبدالرحمن ملجم مرادی شهادت آن حضرت فرا رسید.
سیمای امام علی (ع ) در میدان نبرد
در تاریخ صدر اسلام هیچ مردی همانند علی (ع ) را نمی توان یافت كه آمیزه ای از شجاعت و دلاوری , و مجموعه ای از پسندیده ترین خصوصیات اخلاقی باشد. شهامت و جنگاوری او بدان پایه بود كه نام مباركش هراس در دل شجاع ترین پهلوانان عرب می انداخت و موجب می شد تا در مقابل ذوالفقار او سرتمكین فرود آورند. با این حال امام (ع ) هیچگاه به خدعه و نیرنگ متوسل نشد و علیرغم آنكه بارها بر دشمنان خود دست یافت اما با جوانمردی , از كشتن آنها صرفنظر كرد. امام هرگز زخمیان را دنبال نكرد و فراریان و زنان و كودكان را مورد تعرض قرار نداد و از دشنام دادن به دشمنان خویش اجتناب می فرمود.

حضور امام علی (ع ) در میدانهای نبرد با هدف جهاد در راه ایجاد و گسترش حكومت دادگستر اسلامی بود. امام علی (ع ) در سخنی می فرمایند : « سوگند به خدا! كه اگر تمام اقالیم هفتگانه را با آنچه زیر افلاك آن است در مقابل معصیت به خدا درباره مورچه ای كه پوست جوی را از دهان او درآورم به من بدهند , هرگز چنین اقدامی نخواهم كرد. »
« یحیی بن ابی العلا » نقل كرده است كه امام علی (ع ) همواره جنگ را بعدازظهر آغاز می كردند تا شمار كشته شدگان كمتر باشد و گروه افزونتری امكان گریختن داشته باشند.

آن حضرت همواره جنگ را با نام خدای بزرگ آغاز می كرد و پیش از آغاز جنگ با خواندن خطبه و یا ارسال نامه از طریق فرستادگان خود می كوشید تا با بیان اصول و حقایق آنها را به حق دعوت نماید. روشنگری های آن پیشوای راستین در ابتدای هر نبرد , موجب می شد تا گروهی با ابراز ندامت و پشیمانی به سپاه آن حضرت ملحق شوند و امان یابند.

تا هنگامی كه دشمن جنگ را آغاز نمی كرد امام (ع ) نیز از شروع جنگ امتناع می ورزید. همچنین در هیچ كتابی نیامده است كه پس از جنگی , لشكریان تحت امر امام كسی را مورد شكنجه و یا مثله نمایند.

عشق به شهادت یكی از مهمترین خصوصیات و فضایل امام علی (ع ) است كه تمامی راویان و مورخان را به شگفتی وا داشته است . « رودلف ژایگر » مورخ نامدار آلمانی در كتاب « خداوند علم و شمشیر » درباره امام علی چنین سخن گفته است : « علی بن ابیطالب (ع ) از این جهت گاهی فرماندهی قشون را به دیگری واگذار می كرد كه به همه بفهماند كه از مرگ حتمی هراسی ندارد و مردی راحت طلب و خوش گذران نیست . علی (ع ) می خواست كه دوستان بدانند كه او هم مثل شهیدانی كه هر روز در میدان كارزار كشته می شوند , مرگ را استقبال می كند و خصم هم بداند كه بین مردی چون او , و مردانی چون معاویه و عمروعاص تفاوت وجود دارد. »
امام علی (ع ) از یادآوری نام و نحوه كشتن جنگجویانی كه با ایشان روبرو شده بودند اجتناب می ورزیدند و دیگران را نیز از بازگویی این امر باز می داشتند. خصوصا آن حضرت هرگز میل نداشتند كه در حضور خانواده شخص كشته شده , ماجرای آن نبرد بازگو شود تا مبادا كه خانواده آن شخص خود را تحقیر شده و یا بی آبرو نپندارد.

منش جوانمردی , شرافت , آزادگی و جمیع خصایل آن حضرت موجب می شد كه خانواده پهلوانانی كه در مقابل آن حضرت شكست می خوردند و جان خود را از دست می دادند , از این واقعه با افتخار یاد كنند و در موارد بسیاری نقل شده است كه خانواده این پهلوانان مغلوب تنها تسلی و آرامش خود را در آن دانسته اند كه اقوام آنها به دست پهلوانان نامدار , جوانمرد و با شرفی چون امیرمومنان كشته شده است .

این مقال را با یادآوری سروده زیبایی از جلال الدین محمد مولوی به پایان می آوریم كه اشاره ای است به نبرد امام علی (ع ) در جنگ خندق با عمربن عبدود و شاهد دیگری بر شایستگی های بیشمار مولای متقیان .

از علی آموز اخلاص عمل
شیرحق را دان منزه از دغل


اهم منابع :
1 ـ خداوند علم و شمشیرـ رودلف ژایگرـ ترجمه : ذبیح الله منصوری ـ چاپ اول تهران : نشر ایرانیان
2 ـ حكومت عدالتخواهی ـ سیداسماعیل رسولزاده خوبی ـ تهران : انتشارات صدر ـ چاپ دوم 1365
3 ـ شخصیت علی (ع )ـ عباس محمود عقاد (مصری ) ـ ترجمه : سیدجعفر غصبان ـ تهران : نشر ساحل ـ چاپ اول
4 ـ امام علی (ع ) پیشوا و پشتیبان ـ سلیمان كتانی ـ ترجمه : سیدجواد هشترودی ـ تهران : انتشارات محراب قلم ـ چاپ اول 1368
5 ـ الفتوح ـ ابن اعثم كوفی ـ ترجمه : محمدبن احمد مستوفی , تصحیح : غلامرضا طباطبایی مجد ـ تهران : انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی ـ چاپ اول 1372
6 ـ الامام علی , صوت العداله الانسانیه ـ تالیف : جرج جرداق ـ بیروت : دارالروا ـ 1958
7 ـ قرآن كریم ـ مترجم : عباس مصباح زاده ـ تهران : انتشارات جاویدان ـ چاپ سوم 1372
8 ـ علی و فرزندانش ـ تالیف : دكتر طه حسین ـ مترجم : محمدعلی شیرازی ـ تهران : نشر گنجینه ـ چاپ چهاردهم 1354
9 ـ نهج البلاغه ـ ترجمه : دكتر سیدجعفر شهیدی ـ تهران : مركز نشر دانشگاهی ـ چاپ اول 1374
10 ـ غرر الحكم و دررالكلم ـ ترجمه : محمدعلی انصاری ـ قم : موسسه خلیج ـ چاپ اول
11 ـ الغارات تالیف : ابواسحاق ابراهیم بن محمد ثقفی ـ ترجمه : محمدباقر كمره ای : تهران : فرهنگ اسلام , چاپ اول 1356 .


منبع:  روزنامه جمهوری اسلامی 27/07/1382 صفحه مقالات


http://raisaforshaw.wordpress.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 12:07 ب.ظ
I have to thank you for the efforts you have put in penning this blog.

I really hope to check out the same high-grade content
by you in the future as well. In fact, your creative writing abilities has motivated me to get my own, personal blog now ;)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر