تبلیغات
شناخت و معرفی اسلام - ابى جعفر محمّد بن- على بن الحسین بن بابویه قمى «شیخ صدوق»
سه شنبه 2 فروردین 1390

ابى جعفر محمّد بن- على بن الحسین بن بابویه قمى «شیخ صدوق»

   نوشته شده توسط: AMIR HASSAN SINAEE    نوع مطلب :علماء ،

یكى از بزرگترین علماء اسلام و پیش‏تازان علم حدیث شیخ جلیل اقدم ابى جعفر محمّد بن- على بن الحسین بن بابویه قمى است كه مختصرى از شرح حالش نگاشته مى‏شود.

پدر بزرگوارش شیخ اقدم ابو الحسن علىّ بن الحسین بن موسى بن بابویه قمى است عالمى بود فقیه و محدّثى جلیل صاحب مقامات باهرة و درجات عالیه كه نامه‏اى از دربار امامت ابى محمّد امام حسن عسگرى در باره او شرف صدور یافته است .
دقّت در مضمون این نامه مبارك و القابى كه از ناحیه مقدّسه نسبت باین عالم جلیل شرف صدور یافته ما را از هر تعریف و توصیفى در باره ایشان بى‏نیاز مى‏سازد كسى كه امام علیه السّلام باو كلمات شیخ من و معتمد من و فقیه من خطاب میفرماید و در باره‏اش دعا مى‏فرماید كه خداوند او را ب‏آنچه رضاى او در آن است موفق بدارد و باو فرزندان صالح عنایت فرماید .
شخصیّت و نبوغ شیخ ما را بسیارى از عوامل عادى و غیر عادى تشكیل میدهد كه شاید یكى از مهمّترین اسباب غیر عادى آن همان باشد كه بسبب دعاء امام علیه السّلام متولّد شده است و حضرتش نسبت بشایستگى و توفیق و فقاهت و بركتش عنایتى مخصوص در دعا داشته است:
شیخ طوسى و شیخ ابو العباس نجاشى و خود صدوق رحمة اللَّه علیهم اجمعین روایت كرده‏اند كه پدر صدوق بخدمت نایب خاصّ حضرت ولى عصر عج كه در بغداد بود نامه‏اى نوشت و در نامه تقاضا كرده بود كه از حضرت امام زمان استدعا كند كه دعائى بكند تا مگر خداوند فرزندى باو عنایت فرماید.
و نیز هنگامى كه خودش ببغداد آمد و بخدمت شیخ ابو القاسم روحى و نوبختى كه سفیران حضرت بودند رسید شفاها تقاضا كرد كه خواسته‏اش را بعرض برسانند و نیز از محمّد بن على الاسود تقاضا كرد كه به نوبختى یادآورى نماید كه عرض حاجت را فراموش نكند و خوشبختانه پاسخ همه تقاضاها مثبت بود و با عبارات مختلف باولاد صالح بشارت میدادند در بعضى از جواب‏ها فرمودند: كه تو را از همسر قبلى فرزندى نخواهد شد ولى در آینده نزدیكى مالك كنیزى از اهل دیلم میشوى كه دو فرزند فقیه از او تو را روزى خواهد شد
(انك لا ترزق من هذه و ستملك جاریة دیلمیّة ترزق منها ولدین فقیهین)
و در بعض دیگر است كه: ما در باره تقاضاى تو دعا كردیم و بهمین زودى دو پسر نیكو تو را روزى خواهد شد.
(قد دعونا لك بذلك و سترزق ولدین ذكرین خیّرین) و در بعضى دیگر است كه براى او فرزند مباركى متولد خواهد شد كه خداوند بدین وسیله باو نفع خواهد رسانید و پس از او نیز فرزندان دیگر متولد خواهد شد انّه سیولد له ولد مبارك ینفعه اللَّه به و بعده اولاد ...
و باین كیفیت شیخ بزرگوار پدر صدوق (رضی الله عنه) ب‏آرزوى دیرین خود نائل آمد و خداوند فرزندانى باو عنایت فرمود .
و همان طور كه وجود طبیعى شیخ صدوق ببركت دعاى امام علیه السّلام بوده است یقینا دعاى مستجاب آن حضرت در تكوین شخصیّت روحى و معنوى او نیز تأثیر بسزائى داشته است و لذا بیشتر افرادى كه با امتیازات روحى شیخ آشنا بودند همه آن امتیازات را از اثر دعاى معصوم میدانستند.
و بهر حال ولادت میمون و مباركى كه بدعاى امام عصر (عج) صورت پذیرد و پیوست بخیر و بركت و فقه باشد دعائى كه از بارگاه عزت الهى محجوب نیست و بهدف اجابت مقرون است البته باید این چنین شخصیت بارزى را تحویل اجتماع بدهد.

شیخ صدوق ره دوران كودكى را در دامن پدرش ابو الحسن على بن بابویه گذرانید پدرى كه شیخ القمّیّین و فقیه شهر بود آن چنان در علم و زهد شهرت داشت كه انگشت نماى خاص و عام و معروف بورع و تقوى بود.
شیعیان براى فرا گرفتن احكام دین خود از همه جا باو روى مى‏آوردند و تا آنجا كه فتاواى او در نظر علماء و دانشمندان در ردیف اخبار و احادیث ائمّه طاهرین شمرده میشد محدّث قمى ره در الكنى و الالقاب میگوید: بنا بر آنچه از كتاب ذكرى شیخ ما: شهید ره نقل شده است اصحاب و طایفه امامیّة چون در باره موضوعى روایت و نصّى از ائمه دین علیهم السّلام نداشتند نظر بوثوق و اعتمادى كه بابن بابویه داشتند فتاواى او را از رساله‏اش بجاى روایات اخذ میكردند و نیز از ابن ندیم نقل میكند كه میگوید: خط شیخ صدوق را در پشت جزوه‏اى دیدم كه نوشته بود: من بفلان، فرزند فلان اجازه دادم كه كتابهاى پدرم على بن الحسین را روایت كند و شماره آن كتابها بالغ بدویست جلد است، و بسى جاى تأسف است كه از این همه ثروت علمى چیزى در دست نیست بجز نام چند كتابى كه نجاشى و شیخ طوسى در فهرست‏شان از آنها نام مى‏برند و تقریبا بیست جلد كتاب است و از آن بیست جلد هم فقط كتاب الاخوان كه بمصادقة الاخوان معروف است در دست باقى مانده است.
شیخ ما در سایه این چنین پدرى تربیت یافت و در اندك زمانى نمونه كاملى از حفظ و ذكاوت گردید بمجالس درس شیوخ حاضر میشد و از آنان روایت میكرد و زبان زد همه مردم بود جوان نورسى بود كه درس محمّد بن الحسن بن احمد بن الولید كه یكى از بزرگان دانشمندان عصر بود حاضر میشد و متجاوز از بیست سال تحت تربیت و رعایت پدرش بود.

در قرن چهارم از هجرت حوزه‏هاى علمى مهمى در بلاد ممالك اسلامى تشكیل شده بود و آن قرن با داشتن علماء و دانشمندان دینى داراى امتیاز خاصى است و شاید یكى از جهاتى كه موجب این امتیاز گردیده علاقه‏مندى دولت‏هاى وقت بعلوم دینى و تشویق علم و دانش بوده است كه الناس على دین ملوكهم . در مصر حكومت بدست فاطمیّین بود كه برنامه دولت‏شان ترویج از رجال دین و علم بود و امروز دانشگاه الازهر را نمونه‏اى از عظمت علمى آن روز مصر توان شمرد.
در موصل و نصیبین و حلب و شام، آل حمدان زمامدار مسلمانان بودند كه خود، مردان شعر و ادب و نویسندگان نامى بودند، در ایران سلطنت با دیلمیان و آل بویه بود كه اكثر رجال دولت و فرمانداران از دانشمندان و شخصیتهاى علمى و ادبى تشكیل میشد و مخصوصا در دوران سلطنت آل بویه دانشمندان موقعیّت و احترام خاصّى در اجتماع داشتند و در اثر همین اهتمام و احترام، حوزه‏هاى علمى متعدّدى در شهرهاى رى و قم و خراسان و نیشابور و اصفهان تشكیل یافت و هم چنین كشور عراق بواسطه زمامداران صالح عدّه بى‏شمارى از دانشمندان را در شهرهاى بغداد و كوفه و بصره و واسط تربیت كرد شیخ صدوق ره در مجلس درس بسیارى از دانشمندان این عصر حاضر و از آنان استفاده علمى نموده است كه عدد آنان بنا بنقل بعضى از ترجمه نویسان به 211 نفر میرسد.

مؤلفات شیخ صدوق ره‏

از شیخ آثار علمى زیادى بجاى ماند كه شاید از همه آنها یك كتابخانه‏اى تشكیل یابد مترجمین نوشته‏اند كه مؤلفات شیخ از سیصد كتاب متجاوز بود كه در علوم مختلف نوشته شده بود در یكى از سفرها كه بشهر ایلاق (یكى از شهرهاى ما وراء النهر) كرده است با شریف ابى عبد اللَّه محمّد بن الحسن معروف بنعمت ملاقاتى كرده كه در آن ملاقات شریف مذكور بیشتر مصنّفات شیخ را استنساخ نموده و همه را از او روایت كرده است و جمعا 245 كتاب بوده و این ملاقات پیش از آن بوده كه كتاب من لا یحضره الفقیه را بنویسد و پس از تألیف كتاب من لا یحضره الفقیه هم تقریبا پنجاه كتاب دیگر تألیف نموده است ولى با كمال تأسّف از این همه ثروت علمى چند جلدى بیشتر در دست ما نیست كه شاید كمتر از بیست جلد باشد و آنها بقرار ذیل است.
1- الاعتقادات:
این كتاب را شیخ روز جمعه دوازدهم ماه شعبان 368 ه در نیشابور املاء نموده و جهتش این بوده كه علماء نیشابور در محضر شیخ گرد آمده و از او تقاضا نمودند كه بطور اختصار دین امامیه را براى آنان بیان كند و شیخ طوسى در الفهرست ص 185 این كتاب را (دین الامامیّة) نامیده و ابن شهر آشوب نیز به پیروى از شیخ كتاب مزبور را بهمین نام خوانده است.
2- الامالى:
مجموعه سخنرانیهاى شیخ است در شهرهاى مختلف كه اوّلین سخنرانى در روز جمعه 18 رجب 368 ه در رى بوده و مجلس بیست و پنجم در شهر طوس (مشهد مقدس) روز جمعه 17 ذى الحجة 367 و هم چنین سخنرانى 26 روز غدیر همان سال در مشهد بوده و سخنرانى 27 غره محرم 368 پس از مراجعت از مشهد و مجلس 89 روز یك شنبه غرّه شعبان 368 در نیشابور در خانه سید یحیى بن محمّد علوى بوده و جلسه 92 و 93 در نیشابور و هكذا و كتاب، ترجمه‏هاى متعددى شده و بچاپ رسیده است.
3- التوحید :
كه مكرّر در ایران و بمبئى و نجف طبع شده و دانشمندان اسلامى شرحهاى متعدّدى بر آن نوشته‏اند.
4- ثواب الاعمال
5- عقاب الاعمال
6- صفات الشیعة
7- علل الشرائع
8- عیون اخبار الرضا
9 فضایل رجب
10 فضایل شعبان
11 فضایل رمضان
12 فضائل الشیعة
13 كمال الدین و تمام النعمة كه اكمال الدین و اتمام النعمةاش نیز میگویند
14- مصادقة الاخوان
15 المقنع‏
16 من لا یحضره الفقیه
17 الهدایة
18 الخصال


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر