تبلیغات
شناخت و معرفی اسلام - تفسیر به رأی قرآن حرام میباشد
شنبه 28 اسفند 1389

تفسیر به رأی قرآن حرام میباشد

   نوشته شده توسط: AMIR HASSAN SINAEE    نوع مطلب :سوالات ،

 

سئوال :
با توجه به این که تفسیر به رأی قرآن حرام می باشد، چه ملاک ها و معیارهایی در تفسیر قرآن باید رعایت شود؟ با عنایت به این موضوع که تفاسیر متفاوتی از جانب مفسران ارائه شده است و بعضاً متضاد از یکدیگرند؟

جواب :
 تفسیر، به معنای روشن ساختن و پرده برداری از چهره جمله یا لفظی است که معنای آن روشن نباشد، و تفسیر، نوعی تصدیق است ; زیرا حکم به این که معنای آیه و مقصود خداوند از آیه چنین است ، نوعی قضیه و مسأله است ، از این رو، علم تفسیر، همانند علوم دیگر، دارای مبادی و مسایل است ; به همین جهت ، تفسیر چنین کلامی باید روشمند باشد تا بتوان آن را به متکلم آن کلام اسناد داد; چون کلام هیچ متکلمی را نمی توان به رأی خود تفسیر کرد; سپس آن را به متکلمش نسبت داد.

در تفسیر قرآن ، به آگاهی و به کارگیری قراردادهای زبانی ، آشنایی به زبان عربی طبق استعمال زمان نزول ، در نظر گرفتن قراین پیوسته و ناپیوسته (قراین لفظی ، اصول بدیهی ، فضای نزول ، شأن نزول ) مراجعه به روایات و... . لازم است ; بنابراین ، تفسیر آیه اگر موافق با معیارهای مفاهمه عرب و مطابق با اصول و علوم متعارف عقلی و همچنین مطابق با خطوط کلی قرآن نباشد، به آن تفسیر به رأی می گویند که به صورت های ممنوع  تفسیر به رأی ، به اجمال اشاره می کنیم :

1. تفسیر جاهلانه نسبت به اصل محتوا، یعنی ، مطلبی از آیه ای برداشت و بر آن تحمیل شود; در حالی که آن مطلب مطابق با برهان نیست و در این جهت ، فرقی بین این که برهان ; مطلب فلسفی یا کلامی باشد یا تجربی و یا نقلی نیست ; "وَ لاَ تَقْف  مَا لَیْس  لَکَ بِه ی عِلْم  إِن  السَّمْع  وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ کُل  أُوْلَغ کَ کَان  عَنْه  مَسْ ?‹ُولاً "(اسرأ،36)

2. تفسیر جاهلانه نسبت به اراده جدّی متکلم و اسناد محتوا به او، یعنی مطلبی از آیه برداشت شود که از جهت اسناد به برهان مناسب خود; اعم از عقلی ، تجربی و نقلی ، صحیح و تام است ; لیکن از جهت اراده جدی متکلم و این که وی همین محتوا را از آیه اراده کرده ، نیاز به دلیل معتبر دارد. در این صورت ، اگر دلیل نقلی معتبر یا عقلی تام بر اراده خصوص معنای مزبور ارائه نشد، اسناد اراده جدی و حتمی مطلب به متکلم از سنخ تفسیر به رأی است . "...ألم یؤخذ علیهم میثَق الکتَب أَن لایقولوا علی الله إلاّ الحق  و درسوا ما فیه و الدّار الأخرة خیر للذین یتّقون أَفلاتعقلون ."(اعراف ، 169.)
براساس این آیه چیزی را که معلوم نیست خداوند گفته باشد، نمی توان به ذات اقدس وی اسناد داد.

3. تفسیر غافلانه نسبت به اصل محتوا و اراده جدی متکلم ، در صورتی که هم آن مطلب برداشت شده فی نفسه صحیح باشد و هم آن محتوای صحیح را متکلم اراده کرده باشد; لیکن مفسر مزبور، نه تنها درباره صحت صدور و استناد مطلب معین به متکلم ، بلکه در صحت اصل مطلب نیز هیچ گونه تحقیقی نکرده است و صرفاً به تخمین خود، هم آیه را معنا کرده و هم معنای تخمینی خود را به متکلم اسناد داده است .(ر.ک : تفسیر تسنیم ، آیة الله جوادی آملی ، ج 1، ص 180، نشر اسرأ.)

در مورد مسائل روز و تفسیرهایی که صورت می گیرد، دو نوع مفسر داریم :
1. مفسری که با حفظ اندوخته های علمی و آگاهی از شرایط اجتماعی و پرسش ها رو به قرآن می آورد و در جوانب مختلف تفسیر نهایت احتیاط و دقت را به خرج می دهد. قواعد تفسیر و علوم و ادوات تفسیر را می داند و به کار می برد. در برابر هرگونه نوگرایی خودباختگی ندارد، که کار این مفسر صحیح است .

2. مفسری که برای خوشایند مخاطبان خود، بدون دقت در معانی به تفسیرهای مادّی دیالکتیکی و التقاطی و یا در تفسیر گزارش های غیبی به پدیده های مادّی یا تطبیق نظریه های علمی با آیات الهی روی می آورد که چنین تفسیری صحیح نیست ; به عبارت دیگر: مفسران با پدید آمدن مکتب تازه ای (دین شناسی ، انسان شناسی ، سیاست و...) مطلب مورد نیاز خویش را بر قرآن عرضه می کنند; چون متن مزبور به زبان روشن و با داشتن ضوابط فرهنگ محاوره مقصود خود را بازگو می کند; در این حال ، وظیفه مفسر سکوت است نه نطق ; چنانکه رسالت متن مقدس در این مرحله نطق است ; یعنی اگر مفسر با داشتن پیش فرض (مسائل جاری ) به حضور متن مقدس برود و بعد از عرض سؤال ساکت نشود و بخواهد متن را بر سؤال خودش منطبق کند، در این صورت فقط صدای خود را از زبان خویش می شنود و چنین تفسیری مصداق بارز تفسیر به رأی است . همچنین اگر اجازه نطق به متن مقدس بدهد; لیکن خودش نیز همراه با آن متن ، مطالبی را ارائه کند، در این حال صدای خود را آمیخته با آهنگ متن مقدس استماع می کند و چنین تفسیری ; التقاط، اختلاط و تلفیق گفته های زمینی با فرهنگ فرهیخته آسمانی است و این نیز تفسیر به رأی است ; ولی اگر مفسر، بعد از عرض مسأله ساکت شد، جوابی که متن به این مسأله می دهد متنوع است ; زیرا گاهی فقط همان مسأله را امضا می کند و زمانی ضمن امضا و تأیید آن پیش فرض ، مطلب دیگری را در عدل آن تصویب می کند و گاهی آن مسأله را ابطال و مطلب مقابل آن را تأسیساً افاضه می کند.

با توجه به این مطالب ، روشن شد که هر روی آوردی به قرآن و تفسیر آن ، تفسیر به رأی نیست ; بلکه در تفسیر ـ حتی در برخورد با مسائل جدید ـ باید قواعد آن مراعات شود تا مصداق تفسیر به رأی نشود.(ر.ک : تفسیر تسنیم ، همان ، ص 225.)

خداوند متعال در قرآن ، تعلیم خود را مناسب سطح ساده ترین فهم ها، که فهم عامه مردم است ، قرار داده است و با زبان ساده و عمومی سخن گفته است ; یعنی معارف عالیه معنویه ، با زبان ساده عمومی بیان شده است و ظواهر الفاظ، مطالب و وظایفی از سنخ حس و محسوس القأ می نماید و معنویات در پشت پرده ظواهر قرار گرفته اند و از پشت این پرده خود را فرا خور حال فهم های مختلف به آن ها نشان می دهد و هر کس به حسب حال و اندازه درک خود از آن ها بهره مند می شود، همچنان که در اشعار شعرأ نیز چنین است ; مثلاً هر کس در خور فهم خودش از اشعار حافظ چیزی می فهمد.

از امام حسین (ع) و امام صادق نقل شده که : "کتاب الله عزوجل علی اربعة اشیأ: علی العبارة و الاشارة و اللطائف و الحقائق ، فالعبارة للعوام و الاشارة للخواص و اللطائف للاولیأ و الحقائق للانبیأ; خداوند معارف خود را به چهارگونه بیان فرموده است : به صورت عبارت و لفظ صریح ، اشاره ، لطایف و حقائق ، که عبارات آن برای فهم توده مردم است و اشاراتش برای خواص و لطایف آن برای اولیأ است و حقایق آن برای انبیأ الهی : است "(بحارالانوار، ج 75، ص 278.)

امامان معصوم : نیز آیات قرآن کریم را برای همه افراد یکسان معنا نمی کردند، بلکه برای برخی به ظاهر آیات معنا می فرمودند و برای برخی نیز به باطن قرآن معنا می فرمودند; و این بستگی به تحمّل آن افراد داشت .

از مباحث گذشته روشن شد که :
1. اولاً، امکان دارد، خداوند متعال از یک آیه ، بیش از یک معنی را اراده کند.
2. ثانیاً، وقتی قبول نماییم ، معانی آیات در طول هم باشند، امر فوق صحیح است و تناقضی هم پیش نمی آید.
3. ثالثاً، معنا همیشه ثابت است ، ولی فهم افراد ممکن است به تدریج کاملتر شود، چنان که در حدیث امام سجاد (ع) وارد شده که فرمودند: "خدای عزوجّل ، می دانست که در آینده دور متعمقان و ژرف اندیشانی خواهند بود، پس نازل فرمود سورة توحید و آیاتی از اوّل سورة حدید را تا آنجا که می فرماید: "علیم بذات الصدور"، پس هر کس بیش از این معارف را قصد کند، تحقیقاً هلاک شده است .(اصول کافی ، ج 1، ص 91، ح 3 / ر.ک : قرآن در اسلام ، علامه طباطبایی ;، ص 27 ـ 38، نشر بنیاد علوم اسلامی / تسنیم ، آیة الله جوادی آملی ، ج 1، ص ـ 64 و 238، نشر اسرأ / قرآن در قرآن ، همان ، ج 1، ص 353.)
 


منبع:


Can you increase your height by stretching?
پنجشنبه 23 شهریور 1396 07:47 ب.ظ
I was suggested this blog via my cousin. I'm not sure whether this submit is written by him as no one else know
such distinct approximately my trouble. You're amazing! Thanks!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر