تبلیغات
شناخت و معرفی اسلام - ربا گناهی بزرگ واستثنا ناپذیر-آیت الله محمد هادى معرفت (ره‏ )

مقدمه
ربا، و ربا خوارى، از دیدگاه اسلام، از خطرناكترین آفتهاى اجتماعى، و از گناهان بزرگ به شمار مى‏رود، كه هرگز استثنا پذیر نبوده و قابل تخصیص نمى باشد; زیرا در لسان شرع به گونه اى مطرح شده كه قبح ذاتى آن را مى رساند و هر گونه گناهى كه به قبح عقلى توصیف شود، از نظر فقاهت تخصیص بردار نیست. بلكه عمومیت و ابدیت آن، براى همیشه محفوظ مى باشد.

مواردى كه به نظر مى رسد استثنا گردیده، با دقت در متون روایات مربوطه، روشن مى گردد كه اساسا ربا نیست، بلكه صورت ربا را دارد، و به اصطلاح: تخصصا خارج مى باشد نه تخصیصا. زیرا معقول نیست، ربا كه با «اعلام جنگ با خدا و رسول‏» مساوى است، در برخى موارد تجویز شود. همانگونه كه ظلم و خیانت - با حفظ عنوان - در هیچ موردى قابل تجویز نمى باشد، و هر گونه عمل زشتى كه قبح آن، لازم مساوى آن باشد، قابل تجویز نخواهد بود. تقبیحات عقلى، هرگز استثناپذیر نیستند.

از این رو، مسایلى را كه برخى، تحت عنوان «حیله هاى شرعى‏» براى فرار از ربا، مطرح مى كنند، با حفظ ماهیت واقعى ربوى بودن آن، و دارابودن بار منفى - كه همان مفسده اجتماعى و قبح عقلى آن است - قابل قبول نمى باشد. و روایاتى كه در این زمینه ارائه مى دهند، صرفا ناظر به: رباى حكمى است، نه رباى واقعى. چنانچه خواهد آمد.

ربا از دیدگاه قرآن
در سوره بقره (2/278-279) مى خوانیم: «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ذروا ما بقى من الربا ان كنتم مؤمنین. فان لم تفعلوا فاذنوا بحرب من الله و رسوله. و ان تبتم فلكم رؤوس اموالكم لا تظلمون و لا تظلمون‏»

در این دو آیه، خطاب به مؤمنان چنین گوید: «خدا را پروا دارید، و بازمانده ربا را رها كنید، و اگر چنین نكردید - و همچنان به ربا خوارى ادامه دادید - پس بدانید كه آهنگ جنگ و ستیز با خدا و رسول را نموده اید. ولى اگر توبه كردید، سرمایه ها از آن شما است - و نه بیش از آن - نه ستم كنید و نه بر شما ستم شود».

در اینجا، رباخوارى را، آهنگ جنگ با خدا و رسول دانسته و این تشبیه، بزرگى گناه را مى رساند. چون، كه رباخوارى سلامت جامعه را تهدید كرده، توازن اقتصادى كشور را بر هم مى‏زند.

رباخوارى، فرصت اندیشه و عمل را از كارگر مى گیرد، او پیوسته در این اندیشه است كه هر چه زودتر، سود كلان رباخوار را فراهم سازد، تا برایش دردسر ایجاد نكند. لذا با اندیشه اى آزاد وارد عمل نمى شود، و به هر كارى دست مى زند، و چه بسا فكر نكرده از روى عجله و شتاب به كارهاى كم درآمد دست زند، و از این روهستى خود را از دست‏بدهد. مخصوصا افراد ضعیف و نوپا، كه با دستپاچگى و براى حفظ حیثیت و آبرو، احیانا به كارهایى روى مى آورند، كه چندان سودآور نیست و چون سود ثابت و مقررى باید بپردازند، چه بسا از سرمایه كه در دست دارند، مایه بگذارند و رفته رفته خود را به نابودى بكشانند، و هستى خود را تباه سازند.

در صورتى كه در «مضاربه‏» سود ثابتى مقرر نگردیده، و صرفا سهم مشاع درآمد را باید بپردازد، و اگر زیانى به سرمایه وارد آمد، از كیسه كارفرما رفته است. لذا خاطر كارگر، كاملا آسوده است، و با خیال راحت و اندیشه اى آزاد، بهترین و شایسته ترین كارها را انتخاب مى كند، شتاب و عجله به خرج نمى‏دهد. لذا پیوسته موفق است.

تجربه نشان داده است افرادى كه خواسته اند با وامهاى ربوى، سر و سامانى به زندگى خود بدهند، بیشتر در گرداب بدبختى و بیچارگى غرق شده اند.

لذا چون نوعا رباخوارى، در جامعه بیشتر ما به بدبختى و بیچارگى مردم است، با عنوان «جنگ با خدا و رسول‏» در قرآن مطرح شده. زیرا «مستضعفان‏» در «كنف‏» الهى قرار دارند، و پیوسته مورد مهر و عنایت‏خداوند هستند، لذا كسانى كه كوشش دارند بر «استضعاف‏» آنان بیفزایند با خدا و رسول، اعلام ستیز نموده اند.

ربا از گناهان كبیره و ...
در آیه دیگر از سوره بقره (2/275-276) مى خوانیم: «الذین یاكلون الربا لا یقومون الا كما یقوم الذى یتخبطه الشیطان من المس. ذلك بانهم قالوا انما البیع مثل الربا. و احل الله البیع و حرم الربا. فمن جاءه موعظة من ربه فانتهى، فله ما سلف و امره الى الله. و من عاد فاولئك اصحاب النار هم فیها خالدون. یمحق الله الربا و یربى الصدقات، و الله لا یحب كل كفار اثیم‏».

«كسانى كه رباخوارند، در میان جامعه، همچون دیوانگان بر پا مى خیزند، یعنى: جایگاه آنان در جامعه همچون جایگاه دیوانگان است. و این بدان جهت است كه پنداشته اند: ربا همانند یك داد و ستد معمولى است، در صورتى كه خداوند داد و ستدها را روا، و ربا را ناروا دانسته، اینك كسى كه پند و اندرز پروردگار را بر دل نهد، و از كردار نارواى خود دست‏باز دارد، برگذشته او ایرادى نیست. ولى هر كه بر كردار زشت‏خود - كه در گذشته انجام مى داده - بازگردد، یعنى بر ربا خوارى ادامه دهد، هر آینه در آتش دوزخ جاوید خواهد ماند. البته خداوند، ربا را بى بركت و نابود مى سازد، و صدقات را بركت مى بخشد. خداوند هرگز كفر پیشه گان را دوست ندارد، لذا عنایت‏خود را از آنان دریغ مى‏دارد».

در این دو آیه، رباخواران در میان جامعه، به كسانى تشبیه شده اند كه حركات مستقیم ندارند، و مانند دیوانگان، رفتارهاى ناهنجارى از خود نشان مى دهند. یعنى: اوضاع را بر هم مى زنند، و در جاده مستقیم رهسپار نیستند. خود نمى دانند چه كار مى كنند، و در جهت‏خلاف خرد و اندیشه صحیح حركت مى كنند.

اساس جامعه، و سلامت آن برپایه كار و كوشش و فعالیت است، و كسى بهره مى برد كه عمل و كوششى داشته باشد. و هر گونه سود بایستى از كار و فعالیت‏به دست آید.

رباخوارى، داراى دو شاخصه اى است كه درست‏بر خلاف طبیعت نظام جامعه خودنمایى مى‏كند، و ناگزیر درهم شكننده سلامت جامعه است:

اولا رباخوار، با سرمایه كلانى كه در دست دارد، مى خواهد از تلاش و كوشش دیگران بهره‏مند شود، و خود، با عنوان «عضو فلج‏» جامعه، سربار دیگران باشد.

ثانیا با سود ثابت و مقررى كه برگرده ناتوان كارگر نهاده، او را از هر توانى باز مى دارد، فرصت اندیشه و انتخاب آزاد او را از وى سلب مى كند، و او را به سوى نابودى و سقوط، سوق مى دهد.

در آیات فوق نكاتى به كار رفته كه قابل توجه است:

1. تشبیه رباخواران، به دیوانگان سپس تعلیل آن، به آنكه: پنداشته اند «ربا» همانند «بیع‏» است. كه همین پندار، موجب گردیده كه در اندیشه و رفتار، همانند دیوانگان اندیشیده و رفتار كنند، و برخلاف جهت عقل و خردمندان حركت كنند، زیرا «بیع‏» یك عمل سازنده است، و در جهت‏بالا بردن سطح اقتصاد جامعه، و رفاه مردم، بزرگترین عامل مؤثر است.در صورتى كه «ربا» یك عامل مخرب و مایه به تباه كشاندن جامعه است. لذا «بیع‏» و «ربا» در مقابل هم قرار گرفته، «بیع‏» عامل سازنده، و «ربا» ویران كننده است، و از كمال بى خردى است كه این دو را یكسان بگیرند. به همین دلیل پروردگار جهان، چون واقف به مصالح و مفاسد واقعى بشر است، «بیع‏» را با عنوان عنصر فعال و سازنده حلال و «ربا» را كه عنصر فاسد كننده است‏حرام دانسته است.

2. رباخوار، در آتش دوزخ جاویدان است «و من عاد فاولئك اصحاب النار هم فیها خالدون‏». و این، كنایه از «كفر» محض است كه در نهاد رباخواران وجود دارد. زیرا «خلود» در دوزخ، صرفا براى كفار است، كه هرگز در دل اندیشه ایمان ندارند و براى هیچ گنه كارى، هر چند گناه او سنگین باشد، خلود در آتش ثابت نگردیده، زیرا - اگر ایمان خود را حفظ كرده باشد - ایمان بزرگترین عمل نفسانى است كه استحقاق «مثوبت‏» را به دنبال دارد. لذا در پایان رهسپار بهشت‏خواهد گردید. پس كسى در آتش دوزخ جاوید است، كه در نهاد او، ذره اى از ایمان وجود نداشته باشد. لذا از آیه استفاده مى شود: رباخوارى با نبودن ایمان مساوى است.

3. قرض الحسنه نوعى «صدقه‏» است، زیرا قرض دهنده از بهره‏اى كه ممكن است از سرمایه اش به دست آورد، براى خدا و بهره‏مند شدن دیگران، چشم مى پوشد. كسى كه سرمایه‏اى را بلاعوض در اختیار دیگران، قرار مى‏دهد، ممكن ست‏خودش با به كار انداختن آن، بهره ها ببرد، ولى براى رضاى خدا و خشنودى پروردگار، مجانا در اختیار درمانده‏اى قرار مى‏دهد، و این خود بزرگترین گذشت در راه خداست.

خداوند، وعده فرموده كه به مال و ثروت چنین افراد با گذشتى بركت دهد، و از ثروت و اموال خود، خیر و خوبى ببینند، و از زندگى سعادتمند لذت برده، بهره‏مند شوند. برعكس، از ربا خواران سلب بركت‏شده، و ناامیدى و نگرانى در زندگى نصیب آنان مى گرددد. «یمحق الله الربا و یربى الصدقات‏» محق: نابود ساختن است. ارباء: افزودن و فزونى دادن است.

4. «و الله لا یحب كل كفار اثیم‏» كفار: مبالغه در كفر ورزیدن است اثیم: تبه كار حرفه‏اى است و این كنایه از این است كه جایگاه یك رباخوار در جامعه اسلامى، جایگاه یك تبه‏كار حرفه‏اى است كه همواره بر كفر و عناد خود مى افزاید. تعابیر این آیات بزرگى این گناه را مى رساند.

در سوره آل عمران (3/132-130) مى خوانیم:

«یا ایهاالذین آمنوا لا تاكلوا الربا اضعافا مضاعفة، و اتقوا الله لعلكم تفلحون. و اتقوا النار التى اعدت للكافرین. و اطیعوا الله و الرسول لعلكم ترحمون‏»
باز هم خطاب به مؤمنان است - و این مى رساند كه شرط داشتن ایمان، پذیرفتن تكلیفى است كه در خطاب آمده -: ربا را با چندین برابر سود و بهره، آسان نگیرید، و مانند یك خوراك گوارا بر خود روا ندارید كه آن را، براحتى و خوشى بخورید. یعنى یك غذاى گوارا نیست، بلكه بسى ناگوار است. سپس مى گوید: از خدا پروا دارید، باشد تا رستگار شوید. بعلاوه از آتشى بپرهیزید كه صرفا براى كافران آماده شده. یعنى رباخوار، در نهایت در زمره كافران، محشور، و با آنان و در كاروان كفر ورزیدگان، رهسپار دوزخ، و در جایگاه ویژه جایگزین خواهد گردید.

بزرگى این گناه از همین آیه بخوبى روشن مى گردد و این آیه، تاكید دارد كه رباخوار با كافر همسو است. در پایان مى افزاید: از خدا و رسول پیروى كنید، تا مورد عنایت‏حق قرار گیرید. یعنى: رباخوار، از عنایت‏حق محروم است.

ربا از دیدگاه روایات
در روایات نیز حرمت ربا شدت بیان شده، و از گناهان بسیار سنگین به شمار آمده. تا آنجا كه یك «درهم‏» به دست آمده از «ربا» را، در حرمت و غلظت آن، برابر هفتاد بار «زناى‏» با محارم دانسته.

1. ثقة الاسلام كلینى، و ابن بابویه صدوق، و ابوجعفر طوسى با سندهاى صحیح از امام جعفر بن محمد الصادق علیه السلام روایت كرده‏اند، فرمود:

«درهم ربا - عند الله - اشد من سبعین زینة كلها بذات محرم‏» (1) .

2. همچنین ثقة الاسلام كلینى، با سند صحیح از امام صادق علیه السلام روایت كرده فرمود:

«اخبث المكاسب كسب الربا» (2) پلیدترین درآمدها، درآمدى است كه از راه «ربا» باشد.

3. از پیغمبر اكرم صلى الله علیه وآله وسلم روایت‏شده فرمود:

«شر المكاسب كسب الربا» (3) بدترین راه درآمد، درآمدى است كه از راه «ربا» به دست آید.

4. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:

پیغمبر اكرم صلى الله علیه وآله وسلم رباخوار، و دست اندركاران او را، لعنت فرمود. (4)

5. در كتاب عقاب الاعمال، از پیغمبر اكرم صلى الله علیه وآله وسلم روایت نموده، فرمود:

«و من اكل الربا ملا الله بطنه من نار جهنم بقدر ما اكل. و ان اكتسب منه مالا لم یقبل الله منه شیئا من عمله. و لم یزل فى لعنة الله و الملائكة، ما كان عنده منه قیراط‏» (5) .
در این حدیث‏شریف، درباره ربا خوار سه فراز آمده:

الف - خداوند، شكم رباخوار را به اندازه‏اى كه رباخوارى كرده، در دوزخ، از آتش انباشته مى‏كند.

ب - هرگونه كار نیكى را كه با پول به دست آمده از ربا انجام دهد، مورد قبول حق قرار نمى گیرد.

ج - پیوسته مورد نفرین خدا و فرشتگان قرار دارد، تا هنگامى كه حتى یك قیراط از پول ربا نزد او باشد (قیراط: كوچكترین وزن سنجش را گویند كه تقریبا به اندازه یك «نخود»: 124 مثقال مى باشد).

6. در تفسیر آیه شریفه «اكالون للسحت‏» (6) : ربا و رشوه و اجرت زنان فاجره آمده (7) . از جمله: محمدبن عیسى در «نوادر» روایت كرده: امام ابوجعفر الجواد علیه السلام فرمود: «السحت: الربا» (8) . سحت: مال حرامى است كه مایه ننگ وعار بوده باشد.

7. از ابوجعفر الباقر علیه السلام روایت است فرمود: «انما حرم الله - عز و جل - الربا، لئلا یذهب المعروف‏».

8. در روایت دیگر از امام صادق علیه السلام فرمود: «انما حرم الله الربا، كیلا یمتنعوا من صنائع المعروف‏».

9. باز از امام صادق علیه السلام روایت‏شده فرمود: «انه لو كان الربا حلالا، لترك الناس التجارات و ما یحتاجون الیه. فحرم الله الربا لتنفر الناس من الحرام الى الحلال، و الى التجارات من البیع و الشراء». (9)

در این روایات، مفسده ربا را در این جهت‏یادآور شده، كه سرمایه داران را از اقدامات نیك و خیر اندیشانه باز مى دارد. به علاوه، از كسب و فعالیت، و تجارت انبوه كه با سرمایه هاى آنان ممكن است‏به نفع جامعه و در راه رفاه مردم به كار بیفتد، جلوگیرى مى كند، و صرفا به همین اندازه بسنده مى كنند كه از دسترنج دیگران و در تنگنا قرار دادن مردم، بهره‏مند شوند. از این جهت ضرر و زیان كلانى به روند اقتصاد و تجارت وارد مى سازند. و چنین جامعه‏اى رو به تباهى است لذا در حدیث از امام صادق‏علیه السلام آمده: «اذا اراد الله بقوم هلاكا ظهر فیهم الربا» (10) موقعى یك جامعه رو به تباهى مى روند، كه ربا در میان آنان رواج پیدا كند.

آثار و پیامدهاى ربا
آنچه از آیات و روایات، به دست مى آید: ربا، یكى از آفات خطرناك جوامع بشرى است، كه در دو جهت اخلاق و اقتصاد، اثر سوء مستقیم دارد:

مردم را از نیكوكارى، و كمك رسانى به یكدیگر، و یارى رساندن به طبقه مستضعف، و خدا را در نظر گرفتن، و هر گونه عمل نیك و خدا پسندانه، باز مى دارد.

بعلاوه، مایه توقف در حركت اقتصادى است و از به كار انداختن سرمایه ها در راه تجارت و صنعت و كشت و زراعت، و هر گونه عمل اقتصادى فعال، جلوگیرى مى كند، و صرفا سرمایه داران بزرگ، با استثمار كار دیگران، و سوء استفاده از نقطه ضعف فقر و نیاز مستمندان، بار خود را مى‏بندند.

از این رو، مورد نفرت و نفرین حضرت حق قرار گرفته، از هر گونه عنایت و رافت الهى دور مى‏مانند.

ربا و رباخوارى، مساوى است‏با: 1. اعلام جنگ با خدا و رسول; «فاذنوا بحرب من الله و رسوله‏». 2. ظلم و ستم بر دیگران; «لا تظلمون ...». 3. كفرورزیدن، بلكه شدت و غلظت در كفر; «ان الله لا یحب كل كفار اثیم‏». 4. تبه كار حرفه‏اى; «اثیم...». 5. مورد لعنت الهى قرار گرفتن; «لم یزل فى لعنة الله و الملائكة‏». 6. هفتاد بار زنا با محارم در بیت الله الحرام. 7. انتخاب نمودن پلیدترین و پست ترین راه معیشت. 8. سلب بركت از زندگى و فلاكت‏بار شدن آن. 9. از دست دادن عقل و خرد و اندیشه. 10. جاوید ماندن در جایگاه و یژه كافران در آتش دوزخ.

این است آثار ده گانه رباخوارى، كه لازم مساوى آن بوده و قابل تفكیك نیستند و لذا حرمت ربا - با حفظ عنوان - قابل تخصیص نیست.

رباى قرضى و رباى معاملى
ربا، دوگونه است: یا در وام (قرضى) یا در معامله و داد و ستد نقدى (معاملى) است.

در وام، هرگونه اضافه بر مقدار آن، ربا محسوب مى شود و حرام است. صرفا اتحاد جنس شرط است، خواه «مكیل و موزون‏» باشد، یا از «معدودات‏» شمرده شود.

مقصود از «مكیل‏»: آنچه با پیمانه اندازه گیرى مى شود. و مقصود از «موزون‏»: آنچه با وزن و كشیدن مشخص مى گردد. و مقصود از «معدود»: چیزهایى است كه صرفا با شمارش عددى تعیین مى گردند.

در تمامى اینها اگر كسى به دیگرى، وامى دهد، كه همان جنس را با اضافه باز ستاند، ربا است.

البته شرط نیست كه صریحا اضافه را شرط كند، بلكه اگر قرار بر این باشد، كه هر كه در این شعبه پولى بسپارد، به او سود مى دهند، و مراجعه كننده با علم به این جهت، به همان شعبه بسپارد، ربا و حرام است.

در رباى معاملى یا نقدى، فقط در «مكیل و موزون‏» حرمت دارد، مانند حبوبات و میوه جات و هر چه با پیمانه یا كشیدن معامله شود. ولى در چیزهایى كه با مشاهده (دیدن) مانند گوسفند - در برخى جاها - یا با شمارش مانند تخم مرغ - نیز در برخى جاها - داد و ستد مى گردد، تفاضل (اضافه گرفتن) اشكالى ندارد (11) . لذا در معاملات پولى - اگر نقدا انجام گیرد - اضافه گرفتن بدون مانع است ولى اگر سكه مسكوك و از طلا یا نقره باشد، چون اعتبار به وزن آن مى باشد، در صورت تماثل (هر دو از یك جنس باشد) جایز نیست. همچنین اگر دیگر سكه ها یا اسكناس را، به اعتبار پشتوانه طلا یا نقره و جواهرات بدانیم، نیز همین حكم را دارد و به نظر مى رسد همین گونه است.

رباى واقعى و رباى حكمى
ربا - از نظر ماهیت - نیز دو گونه است: رباى واقعى، كه از نظر عرف و بازار، تفاضل محسوب مى شود، مانند مبلغى كه امروز وام مى دهد، تا پس از مدتى مشخص همان مبلغ را با اضافه - هر چه باشد- باز ستاند (12) و این در صورتى است كه آنچه مى دهد، و آنچه مى ستاند، هر دو، از لحاظ جنس و وصف و ارزش، برابر باشند، كه در بازستاندن، شرط اضافه مى كند.

ولى رباى حكمى چنین نیست، آنچه مى دهد، و آنچه مى ستاند، از لحاظ مرغوبیت و وصف و ارزش، برابر نیستند، بلكه در یكى كاستى وجود دارد، كه براى جبران كاستى، اضافه گرفته مى شود. مانند برنج درجه یك كه قیمت آن دو برابر برنج درجه دو باشد. آنگاه یك من برنج درجه یك مى‏دهد، و دو من برنج درجه دو مى ستاند. این گونه داد و ستد، از دیدگاه عرف و بازار، تفاضل محسوب نمى شود، بلكه یك نوع برابرى در داد و ستد شمرده مى شود. ولى از نظر شرع، ممنوع اعلام شده، و هر گونه تفاضل در «مثلیات‏» را ربا شمرده است، خواه از لحاظ وصف و ارزش برابر باشند یا نباشند. و حتى مانند تبادل جو با گندم را نیز مثلى دانسته و منع كرده است. لذا نام آن را رباى حكمى یا شرعى گذارده ایم، زیرا ماهیتا (از دیدگاه عرف) ربا نیست، بكله صرفا حكم ربا را دارد، و ممنوع گردیده است.

هر چیزى با اصلش، اگر معاوضه شود، از نظر شرع مثلى شمرده مى شود، مانند: شیر با ماست‏یا پنیر. هر گاه یك كیلو پنیر را در مقابل پنج كیلو شیر معاوضه كند، شرعا ممنوع است، با آنكه یك كیلو پنیر (500) تومان ارزش دارد، و شیر كیلوئى (100) تومان است، و از لحاظ ارزش، یك كیلو پنیر، برابر پنج كیلو شیر است و از نظر عرف و بازار، تفاضلى در كار نیست. ولى شرعا جایز نیست.

همچنین انگور با شیره، مثلى محسوب مى شوند، و نمى توان یك كیلو شیره را با سه كیلو انگور معاوضه نمود، با آنكه از نظر بازار و ارزش، یك كیلو شیره برابر سه كیلو انگور است، و تفاضلى وجود ندارد.

و همین گونه است اگر هر دو، فرع یك اصل باشند - مانند ماست و پنیر كه هر دو از شیر گرفته شده اند - در شرع مثلى شمرده شده و تفاضل در مقدار، جایز نیست. (13)

امام راحل قدس سره در این باره مى فرماید: «فان قیمة من من الارز العنبر، اذا ساوت منین من غیره، لا یعد مبادلة من منه بمنین ربا، اذ لا نفع و لا زیادة فى ذلك الا حجما، و الزیادة الحجمیة لیست میزانا للنفع و الزیادة فى التجارة. و هكذا اذا بودل من من السمن بامنان من اللبن او الجبن، لا یكون ذلك من الربا بحسب نظر العرف و بحسب الواقع، كما ان المبادلات بالفضل فى مثل ذلك لافساد فیها و لا »; زیرا ارزش یك من برنج عنبر (15) اگر دو برابر ارزش برنج از نوع دیگر باشد، معاوضه یك من از آن، در مقابل دو من از این، ربا محسوب نمى شود، چون نه سودى وجود دارد و نه اضافه‏اى، مگر در اندازه و حجم كالا، كه فزونى در حجم صرفا موجب سود یا اضافه شدن در تجارت به شمار نمى اید و نیز هر گاه یك من روغن را با چند من از شیر یا پنیر، معاوضه كنند، چنین معاوضه‏اى از نظر عرف و بر حسب واقع، ربا محسوب نمى شود و فزونى در این گونه معاوضه ها، نه موجب فساد و نه مایه ظلم و ستم است. و نه موجب مى شود كه مردم را از تجارت و كسب و زراعت‏باز دارد.یعنى هیچ یك از آثار سوء ربا، بر این گونه معاملات بار نمى شود.

لذا این گونه معاملات، صرفا از روى «تعبد» و پذیرفتن از شرع، محكوم به بطلان است، بدون آنكه از نظر عرف و واقعیت، ربا بوده باشد.

از این رو شرع، این گونه معاملات، را در كنار ربا، تحریم نموده، گر چه ماهیتا از ربا جدا است، ولى حكم آن (حرمت) را دارا مى باشد. (16)

راه تخلص از ربا
براى فرار از حرمت ربا، راههائى ارائه داده اند، و به اصطلاح: با مختصر تغییرى در عنوان موضوع، خواسته اند راه تخلص از عنوان «ربا» را نشان دهند، و با نام «حیله هاى شرعى‏» از آن یاد كرده‏اند در صورتى كه «شرع‏» حیله بردار نیست، و از طرفى، غلظت و شدت حرمت ربا، به گونه‏اى است كه هرگز نمى توان، با مختصر تغییر ظاهرى، و با حفظ حقیقت و ماهیت ربوى آن و مفاسدى كه شرع از آن بر حذر داشته، آن را جایز شمرد.

امام راحل - رحمة الله علیه - مى فرماید:

«این گونه نیرنگها مانند آن مى ماند، كه كسى شراب را در كپسولها جاى داده باشد، آنگاه آن كپسولها را ببلعد، سپس دلخوش دارد كه شرع، «شرب خمر» را حرام كرده، و این بلعیدن و خوردن است نه شرب و آشامیدن، با آنكه تمامى آثار سوء «شرب خمر» بر آن بار است‏» (17) .

امام راحل، مى فرماید: با آن تشدیداتى كه بر حرمت ربا شده، و در قرآن كریم و سنت‏شریف از آن با غلظت و نفرت زیاد یاد گردیده و در كتب فریقین بر قبح و زشتى آن اتفاق نظر دارند. به گونه اى كه كمتر معصیتى به این بزرگى از آن یاد شده است علاوه بر مفاسد اقتصادى و اجتماعى و سیاسى، كه بر آن بار است، و اقتصاد دانان آن را یاد آور شده اند. چگونه ممكن است‏با مختصر نیرنگى آن را تجویز نمود، كه از آن به نام «حیله هاى شرعى‏» یاد شده، و در برخى روایات نیز آمده است. بسیارى از فقها بدان فتوى داده اند.

این مشكلى است، بلكه یك عقده قلبى است كه بسیارى از اندیشمندان را به خود مشغول ساخته، و نیز اعتراضاتى از غیر مسلمانان، متوجه چنین فتواهایى شده است، كه بایستى در راه حل آن كوشید. و صرفا استناد جستن به روایات و حل و فصل نمودن آن را از راه «تعبد محض‏»، در چنین مساله‏اى كه عقل، بخوبى، مفسده تجویز و مصلحت منع آن را، درك مى كند از راه صواب بدور است. (18)


chocolate
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 03:31 ب.ظ
At this moment I am going to do my breakfast, after having my breakfast coming over again to read additional
news.
Candelaria
پنجشنبه 16 آذر 1396 11:02 ب.ظ
Fastidious respond in return of this issue with real arguments and telling all on the topic
of that.
Jaqueline
دوشنبه 16 مرداد 1396 09:14 ب.ظ
I have been surfing online more than 3 hours today, yet
I never found any interesting article like yours.
It is pretty worth enough for me. In my view, if all site owners and bloggers made
good content as you did, the net will be much more useful than ever before.
https://jacalyndinh.wordpress.com
یکشنبه 25 تیر 1396 05:12 ب.ظ
I have been exploring for a little for any high quality articles or weblog posts in this sort of house .
Exploring in Yahoo I finally stumbled upon this website.
Studying this information So i am satisfied to exhibit
that I've an incredibly just right uncanny feeling I came upon exactly what I needed.
I so much certainly will make certain to do not omit this site and give it a look
on a constant basis.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر