تبلیغات
شناخت و معرفی اسلام - گزیده تفسیر
شنبه 28 اسفند 1389

گزیده تفسیر

   نوشته شده توسط: AMIR HASSAN SINAEE    نوع مطلب :قرآن ،

برای آشنایی شما عزیزان  تفسیر آیه دهم از سوره بقره را از کتاب شریف   تفسیر تسنیم-جلد?  در این جا آورده ایم.

 

فى قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا ولهم عذاب الیم بما كانوا یكذبون 
گزیده تفسیر  
سنت الهى بر این نیست كه در ابتدا دل آدمى را بیمار كند یا بر بیمارى او بیفزاید، بلكه با دستور ایمان و تقوا از بیماردلى پیشگیرى ، یا آن را درمان مى كند، لیكن بیماردلانى كه به سوء اختیار خود از درمانهاى الهى بهره اى نمى برند، خداوند بر بیماریشان مى افزاید.
سر اسناد افزایش بیمارى به خداوند آن است كه همه امور عالم به تدبیر الهى است و ازدیاد بیمارى دل نیز با واسطه با خدا اسناد داده مى شود وگرنه از جانب خداى سلام جز سلامت افاضه نمى شود.
عذاب دردناكى كه دامنگیر منافقان مى شود بر اثر نفاق و كذب اعتقادى آنان است ؛ همان كذب اعتقادى كه منشا سیره سیئه عملى آنان شده است .
تفسیر 
الیم : الم به معناى درد شدید است و الیم به معناى دردناك (ما ثبت له الوجع ) است ، نه دردآور (ما صدر منه الوجع ). پس تفسیر الیم به مولم روا نیست ، مگر آن كه نظیر طهور به معناى مطهر باشد، و راز اتصاف عذاب به الیم ، شدت مبالغه است .
مراد از وصف عذاب یا رجز یا یوم به الیم در قرآن كریم ، شدت اینهاست و در این گونه موارد الیم ، از مولم در دلالت بر شدت رساتر است .
( 668)
عنوان عذاب الیم اگر مطلق باشد و در مقابل عنوان دیگر قرار نگیرد، شامل انواع دردها و ناگواریهاست . بنابراین ، همه دردها و آسیبهایى كه در آیه : (ان لدنیا انكالا وجحیما و طعاما ذاغصه و عذابا الیما)
( 669) در برابر عذاب الیم قرار گرفته ، در آیه مورد بحث در عنوان عذاب الیم مندرج است ، زیرا در آیه محل بحث ، عنوان مزبور بدون مقابل ذكر شده است .
خداى سبحان همراه با تبیین اوصاف منافقان ، درون مستورشان را افشا مى كند و احكام مناسبى را نیز براى اوصاف آنها بیان مى كند؛ مثلا، آن جا كه سخن از تظاهرشان به ایمان است مى فرماید: آنها اصلا از مومنان مطرح شده ، مى فرماید: ایشان خود را مى فریبد و در این آیه كریمه نیز كه سخن از بیماردلى آنان است در مقابل مى فرماید: خداوند نیز (به عنوان كیفر) بر بیماریشان مى افزاید.
منافقان بیمار دل  
انسانها از نظر قرآن كریم سه دسته اند: 1- مومنان عادل كه زنده اند و قلبى سلیم و سالم دارند. 2- مومنان ضعیف الایمان و تبهكار كه زنده اند، ولى بیماردلند. 3- كافران و منافقان كه مرده اند یا بیمارى حاد و مزمن دارند. در این آیه كریمه سخن از بیماردلى منافقان است ؛ منافقان افزون بر آن كه بر دلهایشان مهر نهاده شده و حقایق را درك نمى كنند: (ذلك بانهم امنو ثم كفروا فطبع على قلوبهم فهم لا یفقهون )، ( 670) هم در حكم مرده اند و هم در حكم بیمار؛ چون قلبشان به مثابه مرده است ، از آن هیچ بهره اى نمى برند و چون دلهایشان به طور حاد بیمار است ، درد و عفونت آن گریبانگیرشان است ؛ زیرا مرده محض ، عذاب دنیا را احساس نمى كند.
منافقان در مرگ و بیمارى دل با كافران ، سرنوشت یكسانى دارند: (ان الله جمع المنافقین و الكافرین فى جهنم جمیعا)
( 671) سر آن كه دلهایشان در عین مرده بودن ، بیمار است ، مضاعف بودن بیمارى آنهاست ، كه بخشى بر اثر تبهكاریهاى قبلى پدید آمده ، و بعضى به عنوان كیفر، بر آن افزوده شده است . از این رو چنین قلب محتضرى در حكم مرده است .
سنت الهى در كیفر بیماردلان  
برخى از مفسران ، جمله (فزادهم الله مرضا) را انشاء دانسته اند، نه اخبار و آن را نفرین الهى پنداشته اند تا افزون بر گذشته ، شامل حال و آینده نیز باشد و آن را در ردیف نفرینهایى مانند: (قاتلهم الله انى یوفكون ) ( 672) و (ثم انصرافوا صرف الله قلوبهم ) ( 673) دانسته اند، لیكن فاء در فزادهم با چنین تركیبى ناسازگار است و جمله مزبور، خبرى است نه انشایى و تعبیر به فعل ماضى (زاد) بیانگر آن نیست كه خداوند تنها در گذشته بر بیمارى منافقان افزوده است و در آینده بر آن نمى افزاید، بلكه چون منافقان در آینده نیز همانند گذشته عمل خواهند كرد، بیمارى آنان رو به فزونى خواهد رفت و تا هنگام مرگ و لقاى جلال و قهر الهى ادامه خواه یافت : (فاعقبهم نفاقا فى قلوبهم الى یوم یلقونه بما اخلفوا الله ما وعدوه و بما كانوا یكذبون ) ( 674) عقوبت تلخ عده اى ابتلاى آنها به نفاق مستمر است . استشهاد به آیه (ثم انصرفوا صرف الله قلوبهم ) نیز ناتمام است ؛ زیرا در آن جا هم احتمال مى رود اخبار باشد، نه انشاء و نفرین .
به هر تقدیر، سنت الهى بر این نیست كه در ابتدا دل انسانى را بیمار كند و یا بر بیمارى كسى بیفزاید، بكله در آغاز، براى پیشگیرى از بیماردلى اشخاص ، دستور ایمان و تقوا و پرهیز از دین فروشى مى دهد: (وامنوا بما انزلت مصدقا لما معكم ولا تكونوا اول كافر به ولا تشتروا بایاتى ثمنا قلیلا و ایاى فاتقون )
( 675) همان گونه كه با دستور عفاف و طهارت به همسران رسول خدا (صلى الله علیه وآله ) زمینه سوء استفاده و گناه را از بیماردلان مى ستاند: (یا نساء النبى لستن كاحد من النساء ان اتقیتن فلا تخضعن بالقول فیطمع الذى فى قلبه مرض ) ( 676) و اگر كسى با سوء اختیار، خود را مریض كرد، چون امراض قلبى پنهان است و انسان از آن غافل ، خداى سبحان در مرحله بعد او را نسبت به اصل بیمارى وى آگاه مى كند و به تبیین نشانه بیمارى او مى پردازد؛ چنانكه در مسائل اخلاقى ، طمع در نامحرم را نشانه بیماردلى انسان مى داند و در مسائل سیاسى و اجتماعى نیز گرایش به كافران در زمان جنگ را ناشى از بیمارى قلبى مى داند: (فترى الذین فى قلوبهمك مرض سارعون فیهم یقولون نخشى ان تصیبنا دائره ...) ( 677)
در سومین مرحله ، اگر بیمارى در قلب آنان جاى گرفت ، خداى سبحان راه درمان و بازگشت به سلامت را به آنان معرفى مى كند: (استغفروا ربكم ثم توبه الیه ان ربى رحیم ودود.)
( 678) و اگر به نسخه شفا بخش قرآن اعتنا نكردند، آنان را به افشاى اسرارشان تهدید مى كند تا كسى كه از آشكار شدن برخى بیماریهاى تن وحشتى ندارد اما از آشكار شدن بیمارى درونى خویش ، مانند نفاق ، رنج مى برد، به خود آید و از آن دست بردارد. (ام حسب الذین فى قلوبهم مرض ان لن یخرج الله اضغانهم # ولو نشاء لاریناكهم فلعرفتهم بسیماهم ولتعرفنهم فى لحن القول والله یعلم اعمالكم ) ( 679) و اگر چنین هشدارى موثر نیفتاد، آنان را تهدید به تبعید یا قتل مى كند: (لئن لم ینته المنافقون والذین فى قلوبهم مرض ‍ والمرجفون فى المدینه لنغرینك بهم ثم لا یجاورونك فیها الا قلیلا)( 680) آنگاه اگر به راه نیامدند آنان به حال خود وامى گذارد و چون كارشان از درمان گذشته به آنان مى گوید: هر چه خواستید بكنید: (اعملوا ماشئتم ). ( 681)
از این رو منافق ، پیوسته بر بیمارى قلبى و تبهكاریش افزوده مى شود نه تنها از كتاب شفابخش الهى بهره اى نمى برد، بلكه هر چه آیات بیشترى نازل شود، بیماردلى او فزونتر مى شود، همان گونه كه غذاى سالم و میوه پرآب و شیرین براى افراد تندرست مایه رشد و شادابى و براى مبتلایان به بیماریهاى گوارشى عامل درد و رنجورى است ، به طورى كه اگر میوه شیرینى نباشد، درد او ظهور نمى كند، ولى اگر میوه شاداب مصرف كند، چون توان هضمش را ندارد و دستگاه گوارش او ناسالم است ، دردمند و رنجورتر خواهد شد. مشابه این مطلب در آیه (قال رب انى دعوت قومى لیلا و نهارا # فلم یزدهم دعائى الا فرارا) آمده است ؛ با این كه دعوت و هدایت حضرت نوح (علیه السلام ) هرگز عامل فرار یا ازدیاد فرار آنان نبوده است .
راز اسناد افزایش مرض به خدا  
خداى سبحان ، هم افزودن ایمان و هدایت مومنان را به خود اسناد مى دهد: (انهم فتیه امنوا بربهم وزدناهم هدى )، ( 682) (والذین اهتدوا زادهم هدى ) ( 683) و هم افزودن بر بیماردلى منافقان را. سر این كه ازدیاد مرض به خدا نسبت داده مى شود این است كه همه امور عالم تحت تدبیر خداوند سبحان است ، برخى امور، مانند هدایت ، هم بى واسطه و هم باواسطه قابل اسناد به اوست و برخى ، مانند اضلال و ازدیاد بیمارى دل ، چون لدى الله و نزد خدا جایى ندارد، حتما با واسطه به خدا اسناد داده مى شود، یعنى ، به دست ماموران اضلال الهى (شیطان و جنود او) صورت مى گیرد، زیرا از جانب خداى سلام : (الملك القدوس السلام ) ( 684) جز سلامت چیزى افاضه نمى شود و او جز به دارالسلام ، كه نمونه كامل آن بهشت است ، به جایى دعوت نمى كند: (والله یدعوا الى دارالسلام )، ( 685) ولى همان دعوت به سلامت ، در ظرف قلب آلوده و بیمار منافقان به بیمارى تبدیل مى گردد؛ چنانكه نزول آیات قرآنى كه مایه افزایش ‍ ایمان مومنان بود براى منافقان جز فزونى رجس ره آوردى نداشت : (و اذا ماانزلت سوره فمنهم من یقول ایكم زادته هذه ایمانا فاما الذین امنوا فزادتهم ایمانا و هم یستبشرون # و اما الذین فى قلوبهم مرض فزادتهم رجسا الى رجسهم و ماتوا هم كافرون ) ( 686)
مومنان راستین پیش از نزول آیات قرآن مى گفتند: چرا تكلیف جدیدى نمى آید تا ما آن را به كار ببندیم و ثواب ببریم و چون آیات جهاد و دفاع فرود مى آمد، مومنان راستین از آن بهره الهى مى بردند، لیكن بیماردلان از شركت در جهاد سرباز مى زدند و همانند انسانهاى محتضر به پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله ) مى نگریستند: (ویقول الذین امنوا لولا نزلت سوره فاذا انزلت سوره محكمه وذكر فیها القتال رایت الذین فى قلوبهم مرض ‍ ینظرون الیك نظر المغشى علیه من الموت )
( 687)
لطایف و اشارات  
1- كذب اعتقادى و عذاب دردناك منافقان
عذاب الیم و دردناكى كه دامنگیر منافقان است ، بر اثر دروغگویى و نفاق آنهاست . گرچه دروغ از گناهان كبیره است ، ولى بدان پایه نیست كه از كفر بدتر باشد؛ زیرا كفر منشا همه معاصى است و از این كه منافقان بر اثر كذب به عذاب الیم دچار مى شوند، دانسته مى شود كه مراد از دروغ در این گونه موارد، كذب زبانى و عادى نیست ، بلكه مراد از آن نفاق و كذب اعتقادى است كه سوره منافقون بیان شده است : (اذا جاءك المنافقون قالوا نشهد انك لرسول الله و الله یعلم انك لرسوله والله یشهد ان المنافقین لكاذبون )
( 688) پس عذاب الیم منافقان بر اثر كذب اعتقادى آنها و كذب اعتقادى ، منشا سیره سیئه عملى آنان است .
2- استقرار بیمارى در دل منافقان
برخى برآنند كه عنوان (فى قلوبهم مرض )، براى تفهیم عروض و استقرار مرض در دل منافقان موثر و مفیدتر از عنوان قلوبهم مرضى ، است ؛
( 689) زیرا تعبیر دوم مفید استقرار نیست .


Unknown
دوشنبه 5 تیر 1396 09:26 ق.ظ
Loving the information on this internet site, you have done
great job on the articles.
christian2harrison63.snack.ws
سه شنبه 2 خرداد 1396 06:12 ق.ظ
With havin so much content do you ever run into any problems of plagorism or copyright violation? My blog has a lot of
completely unique content I've either authored myself or outsourced but it looks like a lot of it is popping it up all over
the internet without my authorization. Do you know any methods to help prevent content from being stolen? I'd genuinely appreciate it.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر