تبلیغات
شناخت و معرفی اسلام - رابطه دختر و پسر
شنبه 28 اسفند 1389

رابطه دختر و پسر

   نوشته شده توسط: AMIR HASSAN SINAEE    نوع مطلب :گوناگون ،

سئوال :
چرا رابطه دختر و پسر از نظر اخلاقی درست نیست, مگر دوستی عیب است؟

جواب :
ارتباط انسان‏ها با یكدیگر تنوع فراوان دارد. همان گونه كه خود مشاهده و گاه تجربه مى‏كنید برخى افراد ارتباط تحصیلى و برخى ارتباط خانوادگى دارند و بعضى دیگر ارتباط اقتصادى و برخى ارتباط اجتماعى در سطح محله و شهر. به راستى چه چیز سبب مى‏شود رابطه‏اى را اقتصادى، تحصیلى، اجتماعى یا خانوادگى بنامیم؟ آیا بى هیچ معیارى مى‏توان هر رابطه‏اى را به هر اسمى نامگذارى كرد؟ چه چیز موجب تنوع و تكثر ارتباط انسان‏ها با یكدیگر و حتّى‏ ارتباط انسان با دیگر موجودات مى‏شود؟ معیار نامگذارى روابط چیست؟ بى تردید هر نوع ارتباطى همیشه «درست» یا «نادرست» نیست. بر این اساس، ارتباطها قابل ارزیابى و داورى‏اند؛ ولى پیش از داورى درباره درستى یا نادرستى ارتباط باید معیار تفاوت ارتباطهاى متنوع و نامگذارى‏هاى گونه گون آن‏ها را دریافت.
پرواضح است آنچه یك ارتباط را شكل و نامى ویژه مى‏بخشد، محتواى آن است. محتواى ارتباطها یكسان نیست. در هر شكلى از ارتباط، چیزى معین و به شیوه‏اى خاصّ مبادله مى‏گردد؛ و همین عنصر سبب تنوع روابط مى‏گردد. ارتباط مادر با فرزند خردسالش، قبل از هر چیز، یك رابطه عاطفى است و پیامى كه مبادله مى‏شود محبت است. آیا رابطه معلّم و شاگرد نیز بر همین اساس استوار است؟ پس معیار تنوع ارتباطها و قضاوت درباره‏شان محتواى آن‏ها است.
شكل ارتباط و وظایف و نقش افراد در آن، بر اساس محتوا معین مى‏گردد. بنابراین جنسیت هرگز تعیین كننده محتواى ارتباط نیست تا بر پایه آن درباره درستى و نادرستى یك رابطه داورى كنیم و بگوییم آیا ارتباط دختر و پسر خوب است یا نه؟
چه بسیار زنانى كه با مردان ارتباط اقتصادى دارند و در خرید و فروش روزانه شركت مى‏كنند. آیا در صحت یا غلط بودن این ارتباطها مى‏توان با نگاه به جنسیت قضاوت كرد؟!
آنچه سبب مى‏شود این روابط استحكام یافته، سالم بماند، اهداف مورد نظر طرفین را تأمین كند و رابطه‏اى درست تلقى گردد، رعایت قوانین حاكم بر آن و فراتر نرفتن دو طرف از آن محدوده ویژه است. هر ارتباطى، اگر قانونمند نباشد، رفتارها از محدوده ویژه آن رابطه فراتر رود، مرزها شكسته شود و مقرراتش رعایت نگردد، نادرست است و به زیان دو طرف مى‏انجامد؛ براى مثال، اگر در روابط اقتصادى مرزها شكسته شده، ارتباطهاى عاطفى رخ نماید، محبتِ صرف مبادله شود و رفتارهاى اقتصادى از زمینه‏هاى عاطفى متأثر گردد، افزون بر ناسودمندى به از كف رفتن سرمایه و فراهم آمدن زمینه سوء استفاده مى‏انجامد.
بنابراین، ارتباط انسان‏ها بایكدیگر بر اساس معیارى خاصّ كه محتواى آن ارتباط را بیان مى‏كند، تعیین مى‏شود و بر همین اساس، مى‏توان درباره درستى و نادرستى آن قضاوت كرد. وقتى از ارتباط دختر و پسر سخن مى‏گویید، مرادتان چه نوع ارتباطى است؟ باید نوع آن مشخص گردد تا بتوان درباره درستى و نادرستى اش داورى كرد. آیا مراد ارتباط آموزشى و تحصیلى است یا اقتصادى یا اجتماعى و یا...؟ اختلاف جنسیت طرفین ارتباط در مقررات كلى و برخى از شرایط روابط انسانى مؤثر است؛ ولى محتواى روابط را تعیین نمى‏كند. بدین سبب، ارتباطى خاصّ به نام ارتباط دختر و پسر نداریم. ما در كلاس درس شركت مى‏كنیم و از محضر استادى كه از جنس مخالف است، بهرمند مى‏شویم و ارتباط آموزشى برقرار مى‏گردد؛ ولى هرگز در درستى این ارتباط كه بر مقررات یاد دهى و یادگیرى استوار است، تردید نداریم. البته اگر در همین كلاس پیامى جز یاددهى و یادگیرى مبادله شود - حتّى‏ اگر موعظه باشد - ما را از تحصیل كه هدف اصلى است، دور مى‏سازد و چه بسا سبب زیان‏هاى جبران‏ناپذیر مى‏گردد. در عالم معرفت و علوم بشرى و روابط انسانى هزاران نوع ارتباط مشروع و صحیح مطرح است كه جنسیت در محتواى آن‏ها مؤثر نیست و یا تأثیرى اندك دارد. این روابط هرگز حساسیت آفرین و تنش برانگیز و ممنوع و مطرود به شمار نمى‏آید؛ زیرا شكل روابط معین است و از چارچوب خود تجاوز نمى‏كند؛ به بیانى دقیق‏تر، حد و مرزها رعایت مى‏گردد و بدین سبب از آفات و آسیب‏ها مصون مى‏ماند. بنابراین، نمى‏توان داورى درباره روابط را بر جنسیت استوار ساخت. هر رابطه‏اى اگر از مسیر خود منحرف گردد، آفت آفرین و زیانبار مى‏شود؛ هر چند دو طرف آن همجنس باشند.
با این سخن، اینك خود باید درباره درستى و نادرستى ارتباط با جنس مخالف نیك داورى كنید. ارتباط با جنس مخالف چه نوع ارتباطى است و در پى برقرارى چه نوع ارتباطى هستید؟ اگر این ارتباط آموزشى است و نقش هر یك تعریف و معین شده است - براى مثال شما معلّم هستید و طرف دیگر دانش‏آموز و در این ارتباط جز پیام آموزشى مبادله نمى‏شود و جز یاددهى و یادگیرى هدفى تعقیب نمى‏گردد - هرگز مطرود نیست و كاملاً درست و پسندیده است. ناگفته پیدا است، اگر در ضمن همین ارتباط آموزشى، ارتباطى دیگر شكل گیرد؛ براى مثال استاد و دانش‏آموز به مبادله كالا (خرید و فروش) یا محبت روى آورند، ارتباط آموزشى آن‏ها سالم و قابل اعتماد و صحیح نخواهد بود و از اهداف آموزشى باز مى‏مانند. بى تردید این نوع ارتباط آموزسى نادرست است و افزون بر شرع مقدس، هر عاقلى آن را مردود مى‏شمارد.
بنابراین، آنچه درستى یا نادرستى ارتباط را تعیین مى‏كند رعایت مقررات و شرایط حاكم بر ارتباط و پایبندى به نقش و حدود رفتارى تعیین و تعریف شده دو طرف است نه جنسیت آن‏ها.
نكته‏اى كه یاد كرد آن ضرورت دارد، دقّت و توجّه مستمر به عوامل تهدید كننده ارتباط سالم است. این عوامل با توجّه به نوع ارتباط تغییر مى‏كنند؛ براى مثال عوامل آسیب رسان به ارتباط اقتصادى با یك مسلمان با عوامل تهدیدگر ارتباط اقتصادى با غیر مسلمان تفاوت دارد. مهم‏تر از آن، ارتباط اقتصادى با انسان غیر مسلمان به دقّت و احتیاط بیش‏ترى نیازمند است. از آن‏جا كه غیر مسلمان به بسیارى از مقررات اقتصادى دینى معتقد نیست، باید در ارتباط با وى به ویژگى‏هاى شخصیتى، آیین و نظام اعتقادى و ویژگى‏هاى طبیعى و زیستى و روانى و اخلاقى‏اش توجّه داشت تا ارتباط از ناحیه این عوامل آسیب نبیند. همان گونه كه ارتباط اقتصادى با غیر مسلمان حساسیت بیش‏تر مى‏جوید، هر نوع ارتباط با جنس مخالف نیز به حساسیت و مواظبت خاصّ نیاز دارد؛ زیرا جاذبه طبیعى و زیستى دختر و پسر، به ویژه در سنین جوانى، زمینه انحراف ارتباطهاى انسانى را فراهم مى‏سازد و ارتباطها را تحت تأثیر قرار مى‏دهد. بنابراین، حتّى‏ در روابط آموزشى نباید از آفاتى كه در جاذبه‏هاى زیستى ریشه دارد، غفلت كرد؛ زیرا روابط انسانى سخت از این ناحیه آسیب مى‏پذیرد و به انحراف مى‏گراید. بر این اساس، شارع مقدس به ما هشدار مى‏دهد كه هر گاه دو غیر همجنس، در قالب هر ارتباطى، در مكانى خلوت و دور از دید دیگران قرار گیرند شیطان نیز با آن‏ها خواهد بود و روابط صحیح را تهدید مى‏كند.
افزون بر مطالب یاد شده، نكته دیگرى كه حساسیت این نوع ارتباط را فزونى مى‏بخشد، پیامد منفى شكست یا منحرف شدن روابط انسانى از ناحیه جاذبه جنسى و زیستى است. اگر ارتباط درستى از این ناحیه به انحراف گراید، سبب از دست رفتن آبرو و حیثیت اجتماعى و سرمایه زندگى و ارزش و كرامت انسانى دو طرف مى‏گردد كه هرگز جبران‏پذیر نیست؛ هر چند آسیب‏هاى دیگر چون شكست مادى و ناتوانى در یادگیرى و یاددهى و از دست رفتن فرصت‏ها قابل جبران و ترمیم مى‏نماید. از سوى دیگر، گستردگى تأثیر آسیب بر آمده از جاذبه جنسى به گونه‏اى است كه تنها به دو طرف رابطه محدود نمى‏شود و افراد بسیار و حتّى‏ نسل بشر را فرا مى‏گیرد. این آسیب كه به فروپاشى خانواده‏ها مى‏انجامد و طهارت نسل آدمى را نابود مى‏سازد، در آغاز چنین عمیق و گسترده نمى‏نماید. تجربه خسارت دیدگان این عرصه نشان مى‏دهد كه افراد خسارت دیده هرگز در آغاز عمق فاجعه را درك نمى‏كردند و تصور خروج از جاده عصمت و تقوا حتّى‏ براى یك لحظه در خاطرشان نمى‏گنجید. نكته دیگرى كه در آسیب‏هاى ناشى از جاذبه جنسى قابل توجّه مى‏نماید، تهدید مستمر و لحظه به لحظه است؛ یعنى دیگر عوامل براى آسیب رساندن به روابط انسانى به فراهم بودن شرایط و زمینه‏هاى زمانى و مكانى خاصّ نیازمندند؛ ولى آسیب و انحراف ناشى از جاذبه جنسى چنان قوى و نافذ است كه به هیچ شرطى نیازمند نیست. این عامل چنان قدرتمند است كه شرایط را تحت الشعاع قرار مى‏دهد و به تناسب خواست خود رقم مى‏زند. همین ویژگى سبب مى‏شود روابط انسانى همواره از این ناحیه در معرض تهدید قرار گیرد. پس انسان هوشیار نباید حتّى‏ یك لحظه خود را از این تهدید در امان ببیند و احساس آرامش و اطمینان كند.
بنابراین، تنها با نگاه به جنسیت نمى‏توان ارتباطى را پسندیده یا ناپسند دانست. باید:
الف) نخست به بنیان‏هاى ارتباط توجّه كرد و اساس و ماهیت و محتواى آن را دریافت.
ب) باید بررسى كرد این ارتباط خاصّ در كنار دیگر عوامل مؤثر در وحدت و اختلاف جنسیت چه شرایطى را اقتضا مى‏كند. آیا وحدت جنسیت شرط سلامت آن ارتباط است و یا با اختلاف جنسیت نیز سازگارى دارد؛ و در هر دو صورت، چه شرایطى مى‏جوید. در این صورت، ارتباط یاد شده با رعایت مقررات و شرایط آن، پسندیده مى‏شود وگرنه ناپسند مى‏گردد. اگر ماهیت و محتواى ارتباطى، اختلاف جنسیت را در كنار دیگر شرایط اقتضا كند، بى تردید با وحدت جنسیت نمى‏توان آن را پسندیده شمرد؛ مثل ارتباط زوجیت كه اختلاف جنسیت را اقتضا مى‏كند و ارتباطى از این نوع میان همجنسان محكوم به زشتى است. همان‏گونه كه ارتباط دوستى و پیوند انسانى بناشده بر مهر و محبت وحدت جنسیت مى‏طلبد و هر ارتباطى از این نوع بین دو ناهمجنس مطرود و ناپسند است؛ زیرا رسیدن به كمال ارتباط سالم زوجیت جز با اختلاف جنسیت به دست نمى‏آید و دست یافتن به مدارج عالى دوستى و مهرورزى جز با وحدت جنسیت قابل دستیابى نیست. از همین رو، آن را مطابق با ماهیت و محتواى این ارتباط مى‏بینیم نه شرطى مستقل. پس نخستین گام در دوستى درك كامل دو طرف و به دست آوردن ظرفیت روحى و روانى یكدیگر است و این شرط تنها با وحدت جنسیت مقدور مى‏گردد. بى تردید همجنس‏ها بهتر از دو ناهمجنس روحیات، انتظارات و خواسته‏هاى یكدیگر را درك مى‏كنند. درستى این سخن به تجربه ثابت شده و مقبول همگان است. ناشناخته بودن هر جنس براى جنس دیگر و یا به كمال نشناختن یكدیگر نقاطى مبهم براى آن‏ها باقى مى‏گذارد و راه مهرورزى كامل و دوستى مستمر و بى شكست را به روى ناهمجنسان سدّ مى‏كند. بدان امید كه از دوستى و مهرورزى حضرت دوست بهره‏مند شویم.
 


منبع:


How long does Achilles tendonitis last for?
شنبه 18 شهریور 1396 04:54 ق.ظ
I was able to find good info from your blog articles.
foot pain ball
دوشنبه 5 تیر 1396 05:50 ب.ظ
Hi i am kavin, its my first occasion to commenting anywhere, when i read this
piece of writing i thought i could also create comment due to this sensible paragraph.
https://sherillgriffie.wordpress.com/2015/06/26/hammertoes-treatment-at-home
سه شنبه 2 خرداد 1396 10:12 ب.ظ
This post is in fact a fastidious one it assists new internet viewers, who are wishing for blogging.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر