تبلیغات
شناخت و معرفی اسلام - امام على (ع) در آینه قرآن
شنبه 28 اسفند 1389

امام على (ع) در آینه قرآن

   نوشته شده توسط: AMIR HASSAN SINAEE    نوع مطلب :ولایت امام علی(علیه السلام) ،

احمد لقمانى


سپیده سخن
گنجینه‏هاى گرانقدر تمدن و فرهنگ یك كشور در آثار باستانى، نوشتار علمى و پدیده‏هاى كهن آن به چشم مى‏خورد. و اندیشمندان فرهنگى جامعه از جمله یادگاران ماندگار یك مرز و بوم و یا آیین به شمار مى‏روند كه گاه ارزش یكى از آنان، برتر از تمامى آثار و بناهاى تاریخى محسوب مى‏شود. فرهنگنامه‏ها، دایرة المعارف‏ها، و یا كتابهاى مقدس و آسمانى مردم، آینه‏اى شفاف در معرفى چنین الگوهاى شایسته به دیگران بوده و بیانگر ویژگیهاى روحى، ارزشهاى معنوى و یا حماسه‏هاى كم نظیر و گاه بى‏نظیر هستند.

با نگاهى هرچند اندك به آثار طلایى اقوام گوناگون، چهره‏هاى چشمگیرى را مى‏یابیم كه در صحنه‏هاى پر فراز و نشیب علمى، الگویى معرفت آفرین به شمار مى‏رفته‏اند و یا در عرصه‏هاى مبارزه و حماسه، نمونه‏اى درس آموز بوده‏اند، و یا در میدان جهاد با نفس و معبرهاى دشوار اخلاقى، معلمى پارسا محسوب شده، به گونه‏اى كه در زهد و بى‏میلى به زینت‏هاى فریباى زندگى، شهره شهرهاى بسیارى بوده‏اند. و یا بر كرسى سخنورى، خطیبى فن آور و شهیر دانسته شده‏اند.

اما در این میان، كمتر كسى را مى‏یابیم كه در صراط زندگى، الگویى بى‏همتا، در عرصه دانایى و بینش، استادى یگانه، بر توسن سخن، شهسوارى خوش كلام، در سنگلاخهاى مبارزه و جهاد، پیشوایانى اسطوره گونه و فرماندهى تمام عیار، در رهیابى به قله‏هاى ترس و معنویت و دست‏یابى به بلنداى رهایى از بندها و اسارت‏هاى هواها و هوس‏ها، پیشگامى پیراسته و رهبرى وارسته، در محیط خانواده شوهرى سختكوش و پدرى دلسوز و در سجاده عبادت، عابدى تسلیم و انسانى سلیم محسوب شود، كه گویى در كتاب شخصیت او، هزار صحیفه دلربا دیده مى‏شود كه هیچیك با دیگرى یكسان نبوده و قابل جمع - از نظر ظاهرى - و یا برترى نباشد.

بى‏گمان عظمت‏بیكران چنین انسانى، توان رهیابى به ژرفاى وجود او را، از همه مى‏رباید و سخنان افراد معمولى و عادى را بیهوده و كم‏ارزش مى‏نمایاند از اینرو شیفتگان شخصیت او باید وى را در آینه كلام پروردگارى یابند كه خود پرورانده اوست، یا در صحیفه‏اى جویند كه انسانهاى همسان او نگاشته‏اند و یا بر ساحل باور و در كنار اندیشه‏هاى شیرین چنین شخصى از شخصیت‏خدا گونه او، قطره‏هایى در كام عطشناك خود ریزند تا نمى از اقیانوس ارزشها و ویژگیهاى وى نصیب خود سازند.

قرآن را كه مى‏گشاییم، دهها و حتى صدها آیه روشنگر و الگو بخش مى‏یابیم كه نشان از رادمردى جاودانه دارد، والا گوهرى كه افزون بر مقام عصمت كه ارزش بس گرانبهاست فضایل كیمیا گون او در آینه آیات به خوبى بیان شده است و اكنون كه چهارده قرن از زمان حیات وى مى‏گذرد، گویى او، انسان امروز جامعه ماست و یكایك ویژگیهاى وى، به مثال آفتاب عالمتاب، تمامى افراد را از ظلمت‏هاى زندگانى رهایى مى‏بخشد.

على انسانى هزار بعدى كه صدها سال است، نظم و نثر، تفسیر و فقه، كلام و حقوق، ریاضیات و ادبیات و ... همه و همه از ریزش عظمت او روزى خوارند.

امام على بن ابیطالب(ع) است كه تنها خداى او یاراى بیان صفات او را دارد و یا رسول حق كه سفیر خداوندى است توان یادآورى ویژگیهاى وزیر و پسر عم خود را داراست.

اینك كه در ماه رمضان نسیم روحبخش سخنان خداوندى، رواق وجودمان رابا عطر خود، معنویتى دیگر مى‏بخشد، برخى از آیات قرآن كریم را درباره امیرمؤمنان على(ع) با نگاه دل مى‏بینیم و سیماى على را در آینه قرآن نظاره مى‏كنیم.

(1)
«و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤف بالعباد» (1)

بعضى از مردم [با ایمان و فداكار همچون على(ع) در لیلة المبیت، به هنگام خفتن در جایگاه پیامبر(ص)] جان خود را در برابر خشنودى خدا مى‏فروشند و خداوند نسبت‏به بندگان مهربان است.

تفسیر آیه در كلام اهل سنت
مفسر معروف اهل تسنن، ثعلبى مى‏گوید: هنگامى كه پیامبر اسلام تصمیم به هجرت از مكه به مدینه گرفت، براى تحویل امانت‏هاى مردم و پرداخت پولهاى آنان، على(ع) را بجاى خود قرار داد و شب هنگام كه به سوى «غار ثور» حركت نمود و مشركان اطراف خانه او را محاصره كرده بودند، دستور داد على(ع) در بستر او بخوابد و پارچه سبز رنگى (برد خضرمى) كه مخصوص خود پیامبر بود، روى خویش بكشد.

در این هنگام خداوند به «جبرئیل‏» و «میكائیل‏» وحى فرستاد كه من بین شما برادرى ایجاد كردم و عمر یكى از شما را طولانى‏تر قرار دادم، كدام یك از شما حاضر است ایثار به نفس كند و زندگى دیگرى را برخود ترجیح دهد. هیچیك حاضر نشدند. به آنان وحى كرد اكنون، على(ع) در بستر پیامبر خوابیده است و آماده فداى جان خویش است. به زمین روید و حافظ و نگاهبان او باشید.

هنگامى كه جبرئیل بالاى سر و میكائیل پائین پاى على نشسته بودند، جبرئیل مى‏گفت:«به‏به! آفرین بر تو اى على! خداوند به واسطه تو بر فرشتگان افتخار مى‏كند».

ناگاه آیه «و من الناس ...» نازل شد و در آن صفات على(ع) بیان‏گردید. (2)

ابن‏ابى الحدید معتزلى از اهل سنت كه درباره تفسیر این آیه بر این باورست، حماسه على(ع) در لیلة المبیت - شب خوابیدن به جاى رسول الله(ص) - مورد تایید همگان است و غیر از كسانى كه مسلمان نیستند و افراد سبك مغز، آن را انكار نمى‏كنند. (3)

(2)
«و اذان من الله و رسوله الى الناس یوم الحج الاكبر ان الله برى من المشركین و رسوله فان تبتم فهو خیر لكم و ان تولیتم فاعلموا انكم غیر معجزى الله و بشر الذین كفروا بعذاب الیم.» (4)

و این اعلامى است از ناحیه خدا و پیامبرش به «عموم‏» مردم در روز حج اكبر«روز عید قربان‏» كه خداوند و پیامبر او از مشركان بیزارند، با این حال اگر توبه كنید به نفع شماست و اگر سرپیچى نمایید، بدانید شما نمى‏توانید خدا را ناتوان سازید «و از قلمرو و قدرتش خارج شوید» و كافران را به مجازات دردناك بشارت ده.

تفسیر آیه در كلام اهل سنت
احمد حنبل - پیشواى معروف اهل سنت - از ابن عباس نقل مى‏كند كه پیامبر فلان شخص(خلیفه نخست) را فرستاد و سوره توبه را به او داد - تا به مردم هنگام حج ابلاغ كند - سپس على(ع) را به دنبال او فرستاد و آن را از وى گرفت و فرمود: ابلاغ این سوره تنها به وسیله كسى باید باشد كه او از من است و من ازاویم. (5)

(3)
«ان الذین اجرموا كانوا من الذین آمنوا یضحكون و اذا مروا بهم یتغامزون‏» (5)

بدكاران «در دنیا» پیوسته به مؤمنان مى‏خندیدند و هنگامى كه از كنار آنها مى‏گذشتند، آنان را با اشارات مورد سخریه و استهزا قرار مى‏دادند.

تفسیر آیه در كلام سنت
پاره‏اى از مفسران اهل سنت در تفسیر این آیه، چنین نوشته‏اند كه:

روزى على(ع) و جمعى از مؤمنان از كنار جمعى از كفار مكه گذشتند، آنها به حضرت و مؤمنان خندیدند و آنها را استهزا نمودند، این آیات نازل شد و سرنوشت مسخره كنندگان را در قیامت روشن ساخت. (7)

(4)
«فمن حاجك فیه من بعد ما جاءك من العلم، فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله على الكاذبین‏» (8)

هرگاه بعد از علم و دانش كه «درباره مسیح‏» به تو رسیده «باز» كسانى بر تو به ستیز برخیزند به آنها بگو: بیائید ما فرزندان خود را دعوت مى‏كنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت مى‏كنیم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت مى‏كنیم، شما هم از نفوس خود، آنگاه مباهله مى‏كنیم و لعنت‏خدا را بر دروغگویان قرار مى‏دهیم.

مباهله به معناى رها كردن و قید و بند را از چیزى برداشتن یعنى بنده را به حال خود گذاشتن و عاقبت كار او را به دست‏خدا سپردن.

تفسیر آیه در كلام اهل سنت
انبوه بى‏شمارى از مفسران اهل سنت «ابناءنا» در آیه را اشاره به حسن و حسین(ع) نساءنا را فاطمه و انفسنا را اشاره به على(ع) دانسته‏اند. كه نشان از چشمگیرى مقام على(ع) در عرصه نفرین نمودن دشمنان و آشكار شدن حق و در كنار رسول خدا و حتى همانند جان او گردیدن، بیان شده است. (9)

(5)
«سال سائل بعذاب واقع، للكافرین لیس له دافع من الله ذى المعارج‏» (10)

تقاضاكننده‏اى تقاضاى عذابى كرد كه واقع شد! این عذاب مخصوص كافران است و هیچكس نمى‏تواند آن را دفع كند. از سوى خداوند ذى المعارج - صاحب فرشتگانى كه بر آسمانها صعود مى‏كننده - است.

تفسیر آیه در كلام اهل سنت
علامه امینى نام سى نفر از عالمان اهل سنت را بیان مى‏كند كه همگى علت نزول این سه آیه را درخواست عذاب از سوى منكر انتصاب و ولایت على(ع) بعد از رسول خدا(ص) در صورت حقانیت امامت آن حضرت - دانسته‏اند. داستان از این قرار بود كه:

چون رسول خدا(ص) على(ع) را در روز غدیر خم به خلافت منصوب نمود و درباره او فرمود: هر كه من مولا و ولى او هستم، على مولا و ولى اوست، چیزى نگذشت كه این سخن در تمامى شهرها منتشر شد. نعمان بن حارث فهرى خدمت پیامبر آمد و گفت: تو ما را دستور دادى، شهادت به یگانگى خدا و رسالت‏خود از سوى او دادى، سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زكات دادى، ما همه اینها را پذیرفتیم، اما با اینها راضى نشدى تا اینكه این جوان - اشاره به على(ع) - را به جانشینى خود منصوب كردى و گفتى:

من كنت مولاه فعلى مولاه

آیا این سخن از ناحیه خودت است‏یا از سوى خدا؟

پیامبر(ص) فرمود: قسم به خدایى كه معبودى جز او نیست، این از ناحیه خدا است.

نعمان روى برگرداند و در حالى كه مى‏گفت: خداوندا! گر این سخن حق است و از ناحیه توست، سنگى از آسمان بر ما بباران!

اینجا بود كه ناگهان سنگى بر سرش فرود آمد و او را هلاك كرد. ناگاه آیه «سال سائل بعذاب واقع، للكافرین لیس له دافع‏» نازل شد.

(6)
«اهدنا الصراط المستقیم‏» (12)

ما را به راه راست هدایت فرما.

تفسیر آیه در كلام صاحب نظران
علامه طباطبایى در المیزان از «فقیه‏» و «تفسیر عیاشى‏» نقل نموده كه «صراط مستقیم‏» در این آیه: امیرمؤمنان، على(ع) است. (13)

در سخن دیگرى از امام صادق(ع)، صراط مستقیم، راه به سوى معرفت‏خدا تفسیر شده كه دو صراط است، یكى صراط در دنیا و دیگرى صراط در آخرت، صراط در دنیا امام واجب الاطاعه است، كسى كه او را شناخته و از وى پیروى كنند و در آخرت صراطى است كه پل دوزخ است و كسانى كه در دنیا امام واجب الاطاعه را نشاسند، بر این صراط لغزیده و در آتش دوزخ هلاك خواهند شد. (14)

(7)
«الذین ینفقون اموالهم بالیل و النهار سرا و علانیة فلهم اجرهم عند ربهم و لاخوف علیهم و لا هم یحزنون‏» (15)

كسانى كه اموال خود را در شب و روز، پنهان و آشكار انفاق مى‏كنند، پاداششان نزد پروردگار آنان است و نه ترسى براى آنهاست و نه غمگین مى‏شوند.

تفسیر آیه در كلام اهل تسنن
افزون بر مفسران شیعى، عالمان اهل تسنن نیز در تفاسیر خود نزول این آیه را درباره حضرت على(ع) دانسته‏اند، كسانى چون ابن عساكر، طبرانى، ابن حاتم، ابن جریر و امام فخر رازى. (16)

داستانى كه شان نزول و علت نازل شدن آیه را در آن بیان كرده‏اند آن است كه: امام امیرالمؤمنین(ع) در حالى كه تنها چهار درهم داشت، یك درهم در روز، یك درهم در شب، سومین آن را مخفیانه و درهم آخر را آشكارا در راه خدا انفاق نمود.

اما حكم كلى و معیارى كه در تمامى عصرها و نسل‏ها درس آموزى آن براى دین‏باوران آن ضرورى مى‏نماید، آن است كه انفاق كنندگان باید از نظر پنهان یا پیدا بودن عمل خویش، جنبه‏هاى اخلاقى و اجتماعى و یا شخصیت انسانهایى را كه بدانها كمك مى‏كنند، مراعات نمایند، آنجا كه حفظ آبروى افراد لازم است، از انفاق آشكار دورى كنند و زمانى كه تعظیم شعائر مذهبى، تشویق دیگران به عمل شایسته و الهى مطرح است، یا هتك احترام مسلمانى نمى‏شود، در نگاه دیگران كمك كنند. اما در هنگام انفاق و پس از آن از فقر و تنگدستى بیمى نداشته باشند و به وعده‏هاى خداوند ایمان داشته، به او توكل كنند تا بدین سان، رضایت‏خداوند را كسب و آثار اخروى را جلب نمایند، (17) همانند امام متقیان و پیشواى خداجویان على(ع).

(8)
«لنجعلها لكم تذكرة و تعیها اذن و اعیه‏» (18)

تا آن - نزول عذاب بر ستمكاران و مستكبران - را وسیله تذكرى براى شما قرار دهیم و گوشهاى شنوا آن را نگهدارى مى‏كنند.

تفسیر آیه در كلام اهل تسنن و تشیع
برخى از مفسران شیعى سى حدیث از اهل تسنن و تشیع در نزول این آیه درباره شخصیت‏حضرت على(ع) نقل كرده‏اند كه نشانگر عظمت مقام امام(ع) نسبت‏به دانایى اسرار پیامبر و وراثت تمام علوم رسول خدا است. (19)

حدیث از آنجا آغاز مى‏شود كه پیامبر اكرم(ص) - هنگام نزول آیه «و تعیها اذن واعیه‏»

و گوشهاى شنوا آن را نگهدارى مى‏كنند. فرمود:

«من از خداوند درخواست كردم گوشهاى على را از این گوشهاى شنوا و نگه دارنده حقایق قرار دهد»

به دنبال سخن پیامبر، على(ع) فرمود:

«من هیچ سخن بعد از آن از رسول خدا نشنیدم كه آن را فراموش كنم. تا به همیشه آن را به خاطر داشتم‏» (20)

(9)
«ان الابرار یشربون من كاس كان مزاجها كافورا... و یطعمون الطعام على حبه مسكینا و یتیما و اسیرا، انما نطعمكم لوجه الله لانرید منكم جزاء و لا شكورا» (21)

نیكان از جامى مى‏نوشند كه با عطر خوشى آمیخته است... «آنان‏» غذاى - خود را و با اینكه به آن علاقه و نیاز دارند به مسكین و یتیم و اسیر مى‏دهند - و مى‏گویند - ما شما را براى خدا طعام مى‏دهیم و هیچ پاداش و تشكرى از شما نمى‏خواهیم.

تفسیر آیه در كلام اهل تسنن و تشیع
34 نفر از عالمان معروف اهل تسنن، با نقل حدیثى در كتابهاى خود، این آیات را درباره ایثار امام على(ع) و خاندان تابناك او دانسته‏اند (22) و تمامى عالمان شیعى، هیجده آیه مورد بحث را از افتخارات بى‏نظیر و فضایل بسیار مهم حضرت على، فاطمه‏زهرا و فرزندانشان(ع) شمرده‏اند. (23) ماجراى نزول آیات بدینگونه بود كه حسن و حسین(ع) بیمار شدند. پیامبر(ص) با جمعى از یاران به عیادتشان رفتند و به على(ع) فرمودند:

اى ابوالحسن! خوب بود نذرى براى شفاى فرزندان خود مى‏كردى.

على و فاطمه و فضه - خادم آنان - نذر كردند - اگرآندو شفا یابند، سه روز روزه بگیرند(طبق برخى از روایات حسن و حسین(ع) - نیز گفتند ما هم نذر مى‏كنیم روزه بگیریم) چیزى نگذشت كه هر دو شفا یافتند، در حالى كه از نظر مواد غذایى، دست‏خالى بودند، على سه من جو قرض نمود و فاطمه(س) یك سوم آن را آرد كرد و نان پخت، هنگام افطار سائلى بر در خانه آمد و گفت:

السلام علیكم یا اهل بیت محمد سلام بر شما اى خاندان محمد!

مستمندى از مستمندان مسلمان هستم، غذایى به من دهید، خداوند به شما از غذاهاى بهشتى مرحمت كند.

آنان همگى مسكین را بر خود مقدم داشتند و سهم خود را به او دادند و آن شب جز آب ننوشیدند. روز دوم همچنان روزه گرفتند و موقع افطار یتیمى نداى كمك سر داد و باز آنان غذاى خود را به او دادند. و در سومین روز روزه، اسیرى از غذاى آنان طلب نمود و باز آنان با آب افطار نمودند.

صبح فردا على دست‏حسن و حسین را گرفته، خدمت رسول الله آمدند و هنگامى كه حضرت عزیزان خود را نظاره مى‏نمود، دید از شدت گرسنگى مى‏لرزند! فرمود: این حالى را كه در شما مى‏بینم براى من بسیار گران است. سپس برخاست و با آنان به خانه فاطمه وارد شدند، دید دختر عزیزش در محراب عبادت ایستاده است، در حالى كه از شدت گرسنگى شكم او به پشت چسبیده و چشمانش به گودى نشسته است.

اندوه وجود پیامبر(ص) را فرا گرفت و در حالى كه غبار غم بر قلب مبارك حضرت نشسته بود، جبرئیل نازل شد و گفت:

«اى محمد! این سوره را بگیر، خداوند با چنین خاندانى به تو تهنیت مى‏گوید، سپس سوره هل اتى - و هجده آیه مربوط به ایثار حضرت على حسن و حسین(ع) را نازل نمود.» (24)

(10)
«اجعلتم سقایة الحاج و عمارة المسجد الحرام كمن آمن بالله والیوم الاخر و جاهد فى سبیل الله لایستوون عند الله، و الله لایهدى القوم الظالمین.» (25)

آیا سیراب كردن حجاج و آباد ساختن مسجدالحرام را همانند «عمل‏» كسى قرار دادید كه ایمان به خدا و روز قیامت آورده و در راه او جهاد كرده است. «این هر دو» هرگز نزد خدا مساوى نیستند و خداوند گروه ظالمان را هدایت نمى‏كند.

تفسیر آیه در كلام اهل تسنن
دانشمندان معروف اهل سنت‏حاكم «ابوالقاسم حسكانى‏» از «بریده‏» نقل مى‏كند كه شیبه و عباس هركدام بر دیگرى افتخار مى‏كردند. على(ع) از كنار آندو مى‏گذشت از افتخار نمودن آندو پرسش نمود. عباس گفت: امتیازى به من داده شده كه احدى ندارد و آن مساله آب دادن به حجاج خانه خدا است.

شیبه گفت: من تعمیر كننده مسجد الحرام و كلیددار خانه كعبه هستم. على(ع) گفت: با اینكه از شما حیا مى‏كنم، باید بگویم كه با این سن كم افتخارى دارم كه شما ندارید. آندو پرسیدند كدام افتخار؟!

حضرت فرمود: من با شمشیر جهاد كردم تا شما ایمان به خدا و پیامبر - درود خداوند بر او خاندان وى باد - آوردید.

عباس خشمناك برخاست و دامن كشان نزد رسول الله رفت.(و به عنوان شكایت) گفت: آیا نمى‏بینى، على با من چگونه سخن مى‏گوید؟

پیامبر على(ع) را خواست و از چگونگى ماجرا پرسش كرد. ناگاه جبرئیل نازل شده و گفت: اى محمد! پروردگار به تو سلام مى‏فرستد و مى‏گوید این آیات را بر آنها بخوان: «اجعلتم سقایة الحاج و ...» (26)

امید آنكه نسیمى روح‏بخش از بوستان معرفت قرآن، نهال وجودمان را رایحه علوى بخشیده باشد و به زودى در كنار تربت پاك آن امام زمزمه كنیم.

اى آفتاب آینه‏دار جمال تو مشك سیاه مجمره‏گردان خال تو (27)


پى‏نوشتها:
1- سوره بقره /207.
2- تفسیر نمونه، آیت الله مكارم و جمعى از نویسندگان، ج 2، ص‏46; الغدیر، ج 2، ص‏44.
3- شرح نهج‏البلاغه، ابن ابى الحدید، ج‏3، ص 270; احیاء العلوم، غزالى، ج‏3، ص 238; نزهة المجالس، صفورى، ج‏2، ص‏209; تذكرة الخواص، سبط ابن جوزى حنفى، ص 21; مسند، احمد حنبل، ج‏1، ص 348; تاریخ طبرى، ج‏2، ص‏99 - 101; سیره ابن هشام، ج 2، ص‏291; تاریخ یعقوبى، ج‏2، ص‏29.
4- توبه /3.
5- مسند احمد حنبل: ج‏1، ص 231(طبع مصر); همان، ج‏3، ص‏212; همان، ج‏1، ص 150; خصایص نسائى، ص 28.
6- مطففین /29 و 30.
7- تفسیر فخر رازى، قرطبى، روح المعانى و كشاف، ذیل آیه‏29 و 30 از سوره مطففین.
8- آل عمران / 61.
9- صحیح مسلم، ج‏7، ص 120; مسند احمد بن حنبل، ج‏1، ص 185; تفسیر طبرى، ج‏3، ص 192; مستدرك حاكم نیشابورى، ج‏3، ص 150; دلائل النبوة، حافظ ابونعیم اصفهانى، ص‏297; روح المعانى، آلوسى، ج‏3، ص‏167; كشاف، زمخشرى، ج‏1، ص‏193; فصول المهمه ابن صباغ، ص 108; الجامع لاحكام القرآن، علامه قرطبى، ج‏3، ص 104.
10- معارج / 1 و3.
11- تفسیر نمونه، ج 25، ص‏7.
12- فاتحه / 5.
13- تفسیر المیزان(ترجمه)،ج‏1، ص‏49; تفسیر البرهان، علامه بحرانى، ج‏1، ص 50.
14- همان.
15- بقره / 274.
16- نگاه كنید به تفسیر نورالثقلین، ج‏1، ص 290 و 291.
17- تفسیر نمونه، ج 2، ص‏267.
18- الحاقه / 12.
19- تفسیر قرطبى، ج‏1، ص‏6743; مجمع البیان، روح البیان، روح المعانى، المیزان و تفسیر ابوالفتوح رازى، ذیل آیه 12 سوره معارج.
20- مناقب ابن مغازلى شاخصى، ص 265.
21- انسان / 5 و 8 و9.
22- الغدیر، ج‏3، ص‏107 تا 111; احقاق الحق، ج‏3، ص‏157 تا 171.
23- تفسیر نمونه، ج 25، ص 345.
24- تفسیر احسن الحدیث، ج‏12، ص 274; الجدید، ج‏7، ص‏283; حجة التفاسیر، ج‏7، ص‏139; الكاشف، ج‏4، ص 670; كشف الاسرار، ج 10، ص‏319.
25- توبه /19.
26- تفسیر طبرى، فخررازى و آثار اصحاب النزول واحدى; تفسیر خازن بغدادى; معالم التنزیل بغوى; مناقب ابن مغازلى و جامع الاصول ابن اثیر، براى توضیح بیشتر درباره این حدیث و مشخصات مدارك آن به احقاق الحق مرحوم شوشترى، ج‏3، ص 122 تا127 مراجعه كنید(تفسیر نمونه، ج‏7، ص 322.)
27- دیوان خواجه حافظ شیرازى، غزل شماره 400.


منبع: ماهنامه كوثر شماره 22 ، از طر یق شبكه بلاغ


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر